به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا «راز و رمز هنر دوبله در ایران» دری رو به اتفاقات پشت صحنه دوبلاژ ایران و پژوهشی از واقعیتهای صداپیشگان دوبلاژ ایران است. این کتاب به تاریخ دوبلاژ در ایران نپرداخته است، بلکه نگاهی به رویدادهای زشت و زیبای حاشیه این هنر جادویی است که ۷۹ سال از عمر آن میگذرد.
در بخشی از یادداشت عباس یاری، روزنامهنگار پیشکسوت سینما و منتقد در ابتدای این کتاب، خاطرهای از دیدار او با ایوب شهبازی، نویسنده کتاب اشاره دارد و میگوید:
«در این دیدار شهبازی، به عنوان یک خواننده قدیمی مجله فیلم، گنجینهای از آثار سینمایی با زبان دوبله با خودش آورده بود. معلوم بود او با عشق بسیار و تجدید خاطره با گذشته خودش و با پیگیری صداهای دوبله خوب را پیدا کرده است. متوجه شدم شهبازی دلبسته خاطرهسازی و احترام به فیلمهایی است که تصویرشان روی پرده نقرهای مسیر سرشار از عشق بسیاری از شیفتگان سینما به این دنیای جادویی بوده است.»
بعد از انقلاب بسیاری از آنها این عرصه را ترک کردند، با تعطیل شدن استودیوها بیکاری گریبان دوبلورها را گرفت و برخی از آنها کشور را ترک کردند.
شهبازی در این کتاب از صداپیشگان طنزگویی نام میبرد که گزیدهای از بهترینها بودند و کسی جایگزین آنها نشد. افرادی مانند عزتالله مقبلی، منوچهر نوذری، علیاصغر افضلی، حسن عباسی، حمید قنبری و دیگر گویندگان و دوبلورهایی مانند پرویز بهرام، احمد رسولزاده، مانی (محمد خواجویها)، کاووس دوستدار.
بعد از انقلاب بسیاری از آنها این عرصه را ترک کردند، با تعطیل شدن استودیوها بیکاری گریبان دوبلورها را گرفت و برخی از آنها کشور را ترک کردند. اما کار همچنان کم و بیش بیرمق ادامه پیدا کرد.
نویسنده از قول منوچهر نوذری میگوید: «کار سخت بود اما تحمل کردیم. هنرپیشههای خوبی داشتیم اما لهجه داشتند یا صدایشان خوب نبود. حتی گاهی بازیگران فیلم، دیالوگ را اشتباه میگفتند و کارگردان میگفت مهم نیست، در دوبله درست میشود. این بود که فن بیان در دوبله ایران اعتبار عالی میان اهل هنر پیدا کرده بود.»
در بخش دیگری از این کتاب، نویسنده به مقالهای درباره آموزش دوبله در مجله «ستاره سینما» اشاره میکند که توسط یک اندیشمند فرانسوی به نام فرانسوا تیموری در دهه ۵۰ نوشته شده بود. در این مقاله ذکر شده بود که صنعت دوبلاژ سالیان درازی است که وارد سینما شده و بدین وسیله یکی از نقایص بزرگ هنر هفتم را برطرف کرد. آثار سینمایی کشورهای دیگر به زبان اصلی بود و به علت عدم آشنایی مردم به زبان اصلی، داستان فیلم خوب تفهیم نمیشد و آن نکات ریز و حساس مخصوصاً در فیلمهای روانشناسی، هنری و حتی کمدی به خوبی قابل درک نبود.
اما یک فیلم دوبلهشده از هر جهت کامل و خوب و از هر لحاظ مفهوم آن روشن بود. در کشورهای بزرگ مانند فرانسه، ایتالیا و انگلیس ۷۵ درصد فیلمها دوبله بودند. میتوان گفت که مردم به دیدن فیلمهای غیردوبله علاقهای نشان نمیدادند و نکات خوب و جالب فیلم ناپیدا باقی میماند. در فیلمهای کمدی حرفهای خندهدار و جملات بامزه گفته میشد و هیچکس آن را درک نمیکرد؛ فقط به حرکت مضحک بازیگر میخندیدند. لزوم دوبلاژ بستگی به اهمیت فیلم دارد. هرچقدر فیلم حساستر و عالیتر باشد، دقت با دوبلاژ آن لازمتر است.
اولین نمایش فیلم ناطق، نمایش فیلم «خواننده جاز» از کمپانی برادران وارنر با شکوه تمام و آنچنان با استقبال مواجه شد که در تاریخ سینما تا به امروز واقعاً بیسابقه عنوان شده است.
کمپانی برادران وارنر چراغ اول را روشن کرد
دوبلاژ حدوداً اوایل سال ۱۹۳۱ میلادی (۱۳۱۰ شمسی) به وجود آمد. کارگردانان و متخصصان از مشاهده پیشرفت معجزهآسای فیلم ناطق و برتری آن بر فیلم صامت به وحشت افتادند و شروع به ناطق کردن فیلمهای صامت کردند. کمکم با پیشرفت سریع دوبلاژ باعث پیشرفت رونق بازار فیلمها در دنیا شد. در این حال گویندگان سعی میکردند همزمان با ضبط صدا حس و صدایشان را دقیقاً روی لب بازیگر بنشانند.
به قول فرانسوا تیموری، دوبلاژ گرانبهاترین اختراعی بود که صنعت سینما آن را زنده کرد. درواقع بدون آن سینمای ناطق ارزش واقعی خود را نداشت که انسان بتواند از آنها استفاده کند. دوبلاژ هنری است که رفتهرفته مورد پسند همه از عالم و عامی قرار گرفت. تنها نقش آن این است که باید متوجه همه نکات آن باشند و لحن و طرز بیان و حتی تطابق کلام با حرکات را کاملاً رعایت کنند.
اولین نمایش فیلم ناطق، نمایش فیلم «خواننده جاز» از کمپانی برادران وارنر با شکوه تمام و آنچنان با استقبال مواجه شد که در تاریخ سینما تا به امروز واقعاً بیسابقه عنوان شده است. به طوری که کمپانی برادران وارنر که با مخارج پیشآمده در سراشیبی سقوط قرار گرفته بود با این فیلم و ابراز علاقه مردم حیات دوباره گرفت و از ورشکستگی حتمی نجات پیدا کرد.
سینمای صامت در ایران
اوانس اوهانیانس، در سال ۱۳۰۹ یکی از بنیانگذاران مدرسه بازیگری در ایران بود که از جانب شاگردان آنچنان استقبالی نشد. او در سال ۱۳۰۴ دوران تحصیلی مدرسه مسکو را گذرانده بود. در سال ۱۳۰۸ از عشقآباد با این هدف به وطن بازگشت. او به کمک خانبابا معتضدی اولین فیلم صامت فارسی را با مهندس ضرابی و سهرابی به صورت مستند به نام «آبی و رابی» تهیه کرد.
او نخستین کسی بود که دوستداران فیلم را به سوی تهیه فیلم جدید جلب کرد و دست به نوشتن و ساخت آثار غیرمتعارف «حاجی آقا آکتور سینما» زد که در همان سال به مدت ۴ روز به اکران عمومی گذاشتند. ناصر تقوایی درباره این فیلم گفت: «فیلم داستان عجیبی داشته و از زمانه خود جلوتر بوده است.»
دکتر کوشان در این خصوص گفت: «هرچه تحول در سینمای امروز داریم از همت عبدالحسین سپنتاست، بیایید قدردان او باشیم؛ او بود که سینما را از بیزبانی درآورد و سینما زبان باز کرد.
دختر لر
فیلم «دختر لر» به فاصله ۶ سال از «خواننده جاز» که اولین فیلم ناطق دنیا بود ساخته شد. دکتر اسماعیل کوشان در سال ۱۳۲۰ با اولین فیلم فرانسوی «وعده ملاقات» (دختر فراری) دوبله را به فارسی برگرداند و برای اولین بار در سال ۱۳۲۵ نمایش ان فیلم در سینما کریستال در خاطرهها ثبت شد.
این دوبله برای نخستین بار چنان مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت که در باور خود دکتر کوشان نیز نمیگنجید. دومین فیلم دوبله در سال ۱۳۳۰ به ابتکار مرد خلاق دیگری به ثبت رسید که آقابابیان نام داشت. او ارمنیتبار و اهل ایران بود و با صداپیشگان ایران در ایتالیا با نام «سرگذشت فریدون بی نوا» شش سال سکوت دوبله در ایران را شکست. این بود که صنعت سینمای ایران مانند سایر کشورهای مهم جهان صاحب صدا شد و قدرتمندانه پیش رفت.
درباره «دختر لر» گفته میشود، عبدالحسین سپنتا، نویسنده، کارگردان، بازیگر، شاعر، مجری، پژوهشگر و پدیدآورنده ناطق برای اولین بار در ایران پرآوازه شد که همیشه دغدغه جامعه هنری زمان خود را در نظر میگرفت.
فیلم «دختر لر» به کارگردانی خانبابا بهادر اردشیر ایرانی در سال ۱۳۱۲ ساخته شد و پس از مراحل فنی نمایش نخست آن در روز ۳۰ آبان همان سال در دو سینمای مایاک و سپه بر پرده نقرهای سینما نقش بست.
دکتر کوشان در این خصوص گفت: «هرچه تحول در سینمای امروز داریم از همت عبدالحسین سپنتاست، بیایید قدردان او باشیم؛ او بود که سینما را از بیزبانی درآورد و سینما زبان باز کرد. دختر لر یا جعفر و گلنار با بازی روحانگیز سامینژاد و عبدالحسین سپنتا که در بمبئی ساخته شده بود به نظر من قابل ستایش بود و این اندازه استقبال مردم نشان داد که مردم تشنه سینما منتظر پیدایش سینمای ناطق بودند.»
بدون شک هر کسی که میخواهد به صنعت سینما در ایران بپردازد، بدون نام بردن از دکتر اسماعیل کوشان، امکانپذیر نیست. او پایهگذار دوبله در سینما بود و سینما را از آن حالت رکود نجات داد. حقش بود که به او پدر سینما اطلاق شود.
او بعد از دوبله و نمایش موفقیتآمیز فیلم «نخستین وعده دیدار» نهتنها اولین سرپرست دوبلاژ و آفرینشگری در این رشته به نام خود به ثبت رساند، بلکه در تاریخ دوبله ایران نقش بزرگی ایفا کرد. او دو استودیوی «میترا فیلم» و «پارس فیلم» را تاسیس کرد. مردم آن دوره از دیدن نخستین فیلم دوبله به وجد آمده بودند و بیشتر به فیلمهای خارجی زبان که حالا به فارسی حرف میزدند گرایش پیدا کرده بودند.
طوری که مردمی که به نان شب خود نیز محتاج بودند سینما رفتن و فیلم دوبله دیدن را بر هر چیز ترجیح میدادند. سینمای غرب هم با دسترسی به به تکنولوژی علم روز به جلو میتاخت. از طرفی برخی میگفتند که با ورود دوبله ساخت فیلمهای داخلی کند میشود و تا حدودی این اتفاق افتاد.
با این حال اولین فیلم دوبله یعنی «دختر فراری» برای عدهای جوان و تحصیلکرده علاقه به شغل گویندگی را فراهم کرد و تجار و خریداران فیلمهای خارجی با اطمینان خاطر به سمت وارد کردن فیلمهای جدید تشویق شدند.
برخی احمد رسولزاده را مانند آلکس آقابابیان، در راهاندازی دوبله بعد از دکتر کوشان فرد موثری میدانستند. رسولزاده میگفت: «راه دوبله به کمک منوچهر زمانی، حسین سرشار، نصرت الله کریمی، مرتضی حنانه، فهیمه راستکار، محمدرضا زرندی و… راه افتاد که اگر ما گویندگان واقعبین باشیم و سیر حرکت به وجود آمدن تاریخ دوبله را بررسی کنیم و همگی با صداقت به گذشته برگردیم میفهمیم که ما مدیون ابتکار و خلاقیت دکتر کوشان و شخصی چون آقابابیان هستیم که راه بسیاری از دانشجویان هنر مقیم کشور ایتالیا را هموار کردند.
درست است که دوبله چند سالی بود که راه افتاده بود، اما چند سالی دیر به ما رسید. مرحوم آقابابیان درصدد راهاندازی دوبله در ایتالیا بود و بسیار هم تلاش کرد. تئاترهایی که در تهران داشتیم به دنبال افراد علاقهمند به دوبله میگشت و پای هر پیاسی تا آخر مینشست که صدای مورد نظر را گلچین کند. محمدرضا زند، منوچهر زمانی، خانم راستکار و… جزو کاندیدهای وی بودند.
بنابراین اصل وظیفه حکم میکند خود اسماعیل کوشان و آقابابیان دو پایهگذار دوبله را که اطلاعات و شناخت خوبی از از وی داشتند، به زیرمجموعه خود اعلام کنند. در اصل تلاش بیوقفه دکتر کوشان و آقابابیان بود که ما را پشت میز دوبلاژ قرار داد تا با زبان شیرین فارسی به جای شخصیتهای فیلم حرف بزنیم و کسب درآمد کنیم.»
خانم راستکار در «گوزنها» به جای نصرت پرتوی صحبت کرده بود. او از منوچهر اسماعیلی به نیکی نام میبرد و میگفت: «منوچهر طلای ناب و آبروی دوبله در ایران است که نظیرش در دوبله تکرار نخواهد شد.»
فهیمه راستکار
شهبازی در بخش دیگری از این کتاب، خاطراتی از خانم فهیمه راستکار، از بازیگران و دوبلورهای باسابقه نقل میکند و میگوید: خانم فهیمه راستکار مردمدار و مهربان بود. همیشه و در همه حال از کسانی که ضعیف بودند دلجویی میکرد. او همسر مترجم بزرگ، نجف دریابندری بود. فکر نمیکنم هیچ دستاندرکاری را در سینما سراغ داشته باشید که خانم راستکار را به دلسوزی نشناسد. یکی از بچههای واحد دوبلاژ برای عروسیاش نیاز به پول داشت، تا به خانم راستکار دهان باز کرد، او فوری از دوبلورها جمع کرد و بدون سرو صدا و بدون اینکه کسی بفهمد کار آن پسر را راه انداخت. این زن واقعاً فرشته بود.»
خانم راستکار در «گوزنها» به جای نصرت پرتوی صحبت کرده بود. او از منوچهر اسماعیلی به نیکی نام میبرد و میگفت: «منوچهر طلای ناب و آبروی دوبله در ایران است که نظیرش در دوبله تکرار نخواهد شد.» چنگیز جلیلوند را همچون عتیقهای در عرصه دنیای دوبله خطاب میکرد که به هنرمندان سینمای ایران آبرو بخشید.
درباره احمد رسولزاده نیز میگفت: «صدای دلنشین و مخملین بینظیر و رفتار محترمانه و اخلاق و شخصیت خوب این مرد، از همه نظر روح آدم را نوازش میدهد.» از پرویز ربیعی به عنوان یک استعداد در نقشهای مکمل که عاشق کارش بود، یاد میکرد. محمد نوربخش را تکخال میان این ابردوبلورها میدانست که نمونه فهم و شعور او بود. کافی بود سه خط دیالوگ به این گوینده توانمند عاشق دوبله بدهید تا نفس را در سینه شنونده حبس کند.
وقتی از سالن دوبلاژ بیرون میآمد، زمان میبرد تا از نقشی که به عهده داشت رها شود. گیج و منگ یک گوشه سالن میایستاد. وقتی با تکتاز دوبله ایران (منوچهر اسماعیلی) پشت میکروفون قرار میگرفت آن وقت متوجه میشدید که چه صدایی دارد.
بهمن محصص، نقاش و مجسمهساز نیز از دوبلورهای این دوره بود. آنطور که خانم بهجت صدر مینویسد: «هر وقت فیلمی داشتیم که بازیگر لهجه شمالی داشت، اغلب از بهمن محصص استفاده میکردیم. او در دوبله لهجه رشتی را چنان تیپ میگرفت که همگی کیف میکردیم. امروزه از او به عنوان مطرحترین نقاش و مجسمهساز و مترجم نام میبرند. مجسمه نیلبک او در سال ۵۴ در محوطه تئاترشهر فراموش نمیشود. محصص در ۱۳۳۳ در ایتالیا ساکن شده بود. افسوس میخورم که چنین دوبلورهایی را از دست دادیم.»
شهبازی در ادامه این کتاب سراغ فیلمها و دوبلورهای تاثیرگذار صنعت دوبله در ایران میرود و از هرکدام به زبان ساده و صمیمی، خاطرهای از قول خود یا افراد دیگر نقل میکند.
«راز و رمز هنر دوبله در ایران» توسط انتشارات روزنه کار، در ۴۰۵ صفحه و به بهای ۴۵۰ هزار تومان روانه بازار نشر شده است.
۲۵۹




