به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین روزنامه جام جم نوشت: این سریال با تکیه بر بازی بازیگرانی چون مریم سعادت، ناهید مسلمی و علیرضا خمسه بیش از آنکه بر شوخیهای گلدرشت تکیه کند، به اتمسفر، موقعیت و بازی متکی است. در این میان، همکاری ناهید مسلمی با مهران مدیری نیز از نکات قابل توجه شیشماهه است؛ همکاریای که برای نخستین بار رقم خورده و به گفته مسلمی، در فضایی آرام، حرفهای و همراه با بداهههایی شکل گرفته که حتی خود مهران مدیری را هم به خنده انداخته است. مسلمی در این گفتوگو، ضمن دفاع از شیشماهه از تجربه همکاری با مدیری، نگاهش به کمدی سالم، دستمزدها، وضعیت تلویزیون و دلیل کمرنگ شدن حضور بازیگران قدیمی میگوید.
سریال تازه مهران مدیری توانسته دیده و دربارهاش صحبت شود؛ اتفاقی که نشان میدهد «شیشماهه» مخاطبش را پیدا کرده است. شما در کارنامهتان تجربههای متنوعی از کمدی در سینما، تلویزیون، رئالیتیشو و نمایش خانگی دارید. همکاری با مهران مدیری چه تفاوتی با دیگر تجربههایتان داشت؟
برای من این اولین همکاری با آقای مدیری بود و در واقع شیشماهه نخستین سریال طنزی است که با ایشان کار کردم. از نظر ماهیت کار، تفاوت عجیبوغریبی با دیگر پروژههایی که در طنز تجربه کرده بودم نداشت اما فضای کار بسیار آرامتر و حرفهایتر بود. امکانات فنی بهتر، استفاده همزمان از چند دوربین و نظم در روند تولید، شرایطی ایجاد کرده بود که بازیگر با تمرکز و خیال آسودهتری کار کند. همین آرامش به نظرم یکی از مهمترین تفاوتها بود.
در این سریال، شما کنار بازیگرانی مثل مریم سعادت، علیرضا خمسه و دیگر چهرههای باسابقه قرار گرفتید و بهویژه با مریم سعادت بدهبستانهای زیادی در بازی داشتید. این همراهی چطور شکل گرفت؟
واقعیت این است که من و خانم سعادت تا پیش از شیشماهه، هیچ تجربه همکاری مشترکی با هم نداشتیم، اما از همان ابتدا مشخص بود که با بازیگری بسیار حرفهای و کاربلد روبهرو هستم. هر دو سابقه طولانی در تئاتر داریم و سالهاست فضای تمرین و صحنه را میشناسیم و همین اشتراک باعث شد خیلی زود به زبان مشترک برسیم. ایشان علاوهبر توانایی حرفهای، بسیار خوشاخلاق و همراه هستند و همین موضوع باعث شد بدهبستانهای بازی بین ما کاملا طبیعی و روان شکل بگیرد. این تعاملها بهصورت خودجوش در دل کار ایجاد شد و به نظرم تأثیر مثبتی هم روی کیفیت نهایی سریال گذاشت.
با وجود موقعیتهای طنز و شوخی در شیشماهه، به نظر میرسد این سریال انتظار بخشی از مخاطبان یعنی خندههای از ته دل و اصطلاحا «رودهبُر شدن» را برآورده نمیکند. برخی معتقدند کمدی باید مخاطب را به قهقهه وادار کند، در حالی که شیشماهه چنین مسیری را انتخاب نکرده است. نظر شما در اینباره چیست؟
به نظر من ریشه این برداشت به نوع نگاه ما به کمدی برمیگردد. در شیشماهه تلاش شده موقعیتهایی روایت شود که کاملا از دل واقعیتهای اجتماعی بیرون آمدهاند؛ مسائلی که مردم هر روز با آنها مواجهند. وقتی درباره مرگ، روابط انسانی یا مسائل مالی حرف میزنیم، طبیعی است که طنز شکل دیگری به خودش بگیرد. برای مثال، برخورد آدمها با فردی که از دنیا رفته، گاهی محترمانهتر و جدیتر از برخوردشان با کسی است که زنده است؛ یا اینکه پول آنقدر برای بعضیها اهمیت پیدا کرده که میتواند روابط انسانی را تحتتأثیر قرار دهد. اینها واقعیتهای تلخی هستند که شاید مخاطب را به خندههای انفجاری نرسانند اما او را وادار به فکر کردن میکنند.
اگر بخواهید از زاویه نگاه یک مخاطب حرفهای و دقیق به ماجرا نگاه کنید؛ مخاطبی که هم کارهای پیشین مهران مدیری را میشناسد و هم با سبکهای مختلف طنز آشناست، خودتان کدام نوع کمدی را ترجیح میدهید؟ طنزی که مخاطب را رودهبر میکند یا طنزی از جنس شیشماهه که بیشتر بر محتوا و معنا تکیه دارد؟
شخصا طنزی را دوست دارم که در کنار خنداندن، حرفی برای گفتن داشته باشد. طنزی که شاید در همان لحظه اول لبخند یا خندهای روی لب مخاطب بیاورد امابعد ازآن،ذهنش راهم درگیرکند.وقتی یک اثر بخواهد معنا، نگاه اجتماعی و پیام داشته باشد، طبیعتا نمیتواند مدام مخاطب را از خنده رودهبُر کند. این دو جنس طنز کارکردهای متفاوتی دارند و من بیشتر به کمدیای علاقهمندم که همسرگرمکننده باشدوهم چیزی به مخاطب اضافه کند.واقعیت این است که بعداز«جوکر» پیشنهادهای زیادی داشتم، اما هیچکدام را قبول نکردم، حتی اگر اغراق نکنم هزار پیشنهاد هم میشد. ترجیح میدهم درحالحاضر روی تئاتر تمرکز کنم؛ جایی که کنترل بیشتری روی نقش و کارکرد شخصیتها دارم و میتوانم بدون دغدغه کیفیت کار را رعایت کنم.
آقای مدیری در کار سختگیر هستند یا همراه؟
خیلی همراه و دلگرمکننده هستند. من در این پروژه واقعا احساس خوبی داشتم؛ هم با بازیگران، هم با خود ایشان و هم با تیم دستیارانشان. کار کردن با ایشان کاملا حرفهای و لذتبخش بود و علیرغم جدیت در روند تولید، فشار زیادی روی بازیگران حس نمیشد. آنها به احترام و همکاری اهمیت میدهند و چون خودشان بازیگر هستند، میدانند چطور با بقیه رفتار کنند تا انگیزه و خلاقیت حفظ شود.
برای پروژه «مرد سههزارچهره» هم به شما پیشنهاد شد؟
نه، پیشنهاد نشد. فکر میکنم دلیلش این بود که بازیگران فصل قبلی هنوز در پروژه حضور دارند و از همان تیم استفاده میکنند. امیدوارم در آینده فرصتهای دیگری ایجاد شود که بتوانم با ایشان همکاری داشته باشم.
این روزها زیاد درباره دستمزدهای نجومی در نمایش خانگی صحبت میشود. شما که تجربه حضور در پلتفرمها را هم دارید، واقعا دستمزدها آنقدر که گفته میشود عجیبوغریب است؟
واقعیت این است که نه؛ دستکم درباره خودم چنین تجربهای نداشتهام. در تمام پروژههایی که در نمایش خانگی کار کردهام، دستمزدی که گرفتم حتی کمتر از آن چیزی بوده که معمولا دربارهاش صحبت میشود. من برای همکاری با آقای مدیری در شیشماهه هم با علم به شرایط مالی وارد کار شدم، چون چنین تجربهای برایم اهمیت داشت. بنابراین نمیتوانم بگویم با اعداد و ارقام نجومی مواجه بودهام. واقعا نمیدانم این اعداد از کجا مطرح میشود. شاید بعضیها دوست دارند چنین تصویری ساخته شود، اما درباره من کاملا خلاف واقع است. من از اغلب پروژههای نمایش خانگی که تا امروز کار کردهام، دستمزد کمتری گرفتهام و هیچوقت با رقمهای عجیبوغریب روبهرو نشدهام. به نظرم انصاف نیست که همه بازیگران را با چنین برچسبهایی قضاوت کنیم.
برخی معتقدند خود بازیگران گاهی این فضا را ایجاد میکنند تا قیمت خودشان را بالا ببرند. شما با این نظر موافقید؟
بههیچوجه. بازیگران حرفهای هرگز چنین کاری نمیکنند. چرا باید کسی اعتبار خودش را با چنین حرفهایی زیر سؤال ببرد؟ من با اطمینان میگویم در تمام کارهای نمایش خانگی که حضور داشتهام، دستمزدم منطقی و حتی کمتر از حد تصور بوده است. همین موضوع درباره شیشماهه هم صدق میکند؛ دستمزدها کاملا متعارف بود و خبری از ارقام عجیب نیست.
در پایان سریال، پخش تصاویر پشتصحنه و فضای کاری هم برای مخاطب جذاب بود. خودتان این ارتباط مخاطب با اتمسفر پشتصحنه را چطور ارزیابی میکنید؟
به نظرم پخش پشتصحنه اتفاق بسیار خوبی است.همین که مخاطب میبیند یک سکانس ساده گاهی 20 بار تکرار میشود، یا فقط بهخاطر یک خنده، حرکت یا جزئیات کوچک دوباره ضبط را انجام میدهیم به سختی و ظرافت کار پی میبریم. پشتصحنه، یک اتمسفر خاص دارد و کمک میکند مردم بیشتر با روند تولید و زحمت عوامل آشنا شوند. این نزدیکی، ارتباط مخاطب با سریال و بازیگران را صمیمانهتر میکند و به نظرم اتفاق بسیار مثبتی است.
در کنار فضای کلی سریال، برخی موقعیتها مثل ماجرای گالری، حراج و قیمتگذاری هم برای مخاطبان جذاب بود. خود شما کدام بخش یا سکانس از بازیتان در شیشماهه را بیشتر دوست داشتید و به آن علاقهمندتر هستید؟
راستش یک سکانس مشخص مربوط به بخشهای پایانی کاروجود داشت که درذهنم مانده است. درآن صحنه،بهصورت کاملا بداهه تصمیم گرفتم یکی از کلمات را بکشم؛ حرکتی که اصلا ازقبل طراحی نشده بودوهیچکدام ازعوامل هم انتظارش را نداشتند. همین غافلگیری باعث شد کل گروه ناگهان بخندند و برداشت متوقف شود. برای من آن لحظه خیلی جذاب بود، چون نشان میداد بداههپردازی اگر درست و بجا اتفاق بیفتد، میتواند فضا را زنده کند. شاید در سکانسهای دیگری هم چنین بازیهایی انجام داده باشم، اما آن لحظه خاصتر بود، چون کاملا غیرقابل پیشبینی از کار درآمد. جالبتر اینکه خود آقای مدیری هم از خنده ریسه رفتند. واقعا خنداندن مهران مدیری کار سادهای نیست و این موضوع بهنوعی یک موفقیت بزرگ برای یک بازیگر محسوب میشود.
59243




