امروز Saturday 14 February 2026
پردیـسجدیدترین اخبار ایران و جهان

انفعال روسیه و چین در تنش ایران و آمریکا؛ چرا همراهی پکن و مسکو در سطح دیپلماتیک باقی می‌ماند؟

با افزایش سطح تنش‌های منطقه‌ای و گسترده شدن سایه جنگ بر تهران، یکی از نقاط مغفول در پرونده ایران، نقش کنشگران بین‌المللی در حل و فصل نزاع بین تهران و واشنگتن است. سوال اینجاست که نقش پکن و مسکو، به عنوان دو قدرت بین‌المللی نزدیک به تهران، در تنش‌های کنونی چیست و از بقا یا فروکش کردن این تنش‌ها چه سودی می‌برند؟
کد خبر: 23901
زمان انتشار: 14 فوریه 2026 - 14:35 ب.ظ -
1 بازدید

اقتصادآنلاین، همایون قاسمی: چند ماه پیش بود که سند امنیت‌ملی جدید ایالات‌متحده ذیل دولت کنونی ترامپ منتشر شد و آنچه از این سند برمی‌آمد، تلاش دولت کنونی ایالات‌متحده برای کاهش ردپای خود در اوراسیا و تمرکز واشنگتن بر نیم‌کره غربی، به تاسی از دکترین مونرو در قرن ۱۹ میلادی بود.

با انتشار سند جدید در سال ۲۰۲۵، گمان‌ها بر این رفت که دولت ترامپ نیز به سیاق دولت مونرو، در امور اوراسیا دخالت نکرده و با کاهش حمایت و تلاش برای پایان جنگ روسیه و اوکراین و فشار به دولت‌های آسیای شرقی برای خوداتکایی نظامی، رویکردی مشابه در قبال خاورمیانه نیز در پیش گرفته و به دنبال کاهش تنش در منطقه است. اما به نظر می‌رسد که فشار لابی اسرائیل در واشنگتن، موجب شده که خاورمیانه به عنوان یکی از پرونده‌های باز برای آمریکا باقی بماند که نیازمند فشار مستقیم برای جایگیری ایران در نظم نوین منطقه‌ای است که چشم‌اندازی برای تحقق آن در دید طرف غربی بعد از وقایع هفتم اکتبر و کاهش پلکانی نفوذ ایران در منطقه پدیدار شده است.

چرا ایران در دکترین آمریکا اهمیت دارد؟

ایران به سبب موقعیت جغرافیایی، جمعیت و پهناوری، از یک موقعیت ویژه در غرب آسیا بهره می‌برد و به عنوان گذرگاه اصلی و پیوند دهنده اوراسیا به شمار می‌ورد. تهران به سبب موقعیت ژئوپلیتیکی خود، همانند سدی علیه منافع ایالات‌متحده در منطقه به شمار رفته و همواره بخشی از توان و توجه واشنگتن را معطوف به خود کرده است. این امر در وهله اول موجب شده که غرب آسیا و مسئله ایران در اولویت‌های سیاست‌خارجی ایالات‌متحده جای گیرد و علاوه‌بر این، تهران به یکی از موارد اصلی در مذاکرات درون منطقه‌ای بین قدرت‌های بزرگ با یکدیگر و قدرت‌های بزرگ با کشور‌های منطقه بدل شود و حتی کشور‌های نزدیک به ایران نیز تهران را وجه‌المصالحه امتیازگیری در این مذاکرات قرارداده‌اند. اما اکنون که سطح تنش به بالاترین حد خود رسیده، رویکرد این کشور‌ها در قبال این منازعه چیست؟

روسیه و اجتناب از روابط راهبردی با ایران

در مورد روسیه، روابط بین تهران و مسکو، حتی پس از امضاء معاهده جامع، به سطح استراتژیک نرسیده و در سطح همکاری‌های تاکتیکی باقی‌مانده است. این امر در جنگ ۱۲ روزه نیز مشهود بود و حمایت‌های مسکو در سطح دیپلماتیک باقی ماند. در صورت افزایش تنش‌ها بین تهران و واشنگتن و ورود دوباره به درگیری نظامی مستقیم، نمی‌توان انتظار داشت که مسکو پا را فراتر گذاشته و وارد تنش و رویارویی با آمریکا بر سر ایران شوند.

گرچه به صورت مقطعی منافع تهران و مسکو در خاورمیانه به یکدیگر گره خورده، اما مسکو چتر منافع خود را به نحوی در منطقه گسترانده که با تمام کشور‌های منطقه ارتباط نزدیک داشته و حتی پس از جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، به برخی کشور‌های منطقه همچون امارات جهت دور زدن تحریم‌های خود وابستگی مالی نیز پیدا کرده است. روابط نظامی و اقتصادی مسکو با ترکیه و کشور‌های عرب منطقه نیز گویای این است که در صورت بروز یک درگیری نظامی فراگیر در منطقه، نمی‌توان انتظار حمایت گسترده از کرملین را داشت.

مسکو به احتمال زیاد حمایت‌های دیپلماتیک و امنیتی، نظامی و اطلاعاتی خود با ایران ادامه خواهد داد، البته که همین سطح حمایت نیز به سبب جنگی که از سال ۲۰۲۲ تا کنون در مرز‌های غربی خود تجربه کرده و منابع روسیه را تحت فشار شدید قرار داده محدود خواهد بود. باید توجه داشت که افزایش سطح تنش در سایر نقاط جهان، به ویژه غرب آسیا، به سبب اهمیت نفت، حتی برای شهروندان غربی بالاخص آمریکایی‌ها، از توجه‌ها به جنگ اوکراین کاسته و فشار بر روی کرملین را کاهش خواهد داد.

چند صباحی به ورود جنگ اوکراین به سال چهارم خود باقی نمانده و فشار تحریم‌ها موجب شده که مسکو جدای از مسائل سیاسی، توانایی اقتصادی و نظامی کمک‌های گسترده به تهران را نیز نداشته باشد. از طرفی کرملین روابط نزدیک با اسرائیل دارد و چشم‌اندازی برای تغییر محسوس کفه ترازو در جنگ احتمالی آتی به نفع ایران نمی‌بیند؛ بنابراین خواستار افزایش سطح تنش با اسرائیل و ایالات‌متحده از ترس واکنش متقابل و کمک‌های گسترده تسلیحاتی و امنیتی این دو به اوکراین نیست و بیش از اینکه ایران را به عنوان یک شریک استراتژیک ببیند، تهران را به عنوان ابزار چانه‌زنی در مذاکرات خود با واشنگتن تلقی می‌کند.

نقش چین در تنش ایران و آمریکا

پکن نیز هنوز خود را در جایگاه به چالش کشیدن ایالات‌متحده در سطوح نظامی و امنیتی تلقی نکرده و رقابت خود را بیشتر به سمت اقتصاد و فناوری سوق داده و از به چالش کشیدن نظم موجود پرهیز می‌کند. رویکرد پکن طی سالیان گذشته و در بحران‌هایی، چون جنگ اوکراین و جنگ ۱۲ روزه، موید این است که پکن هنوز خواستار کنشگری در نظم موجود بین‌المللی است. چین به دنبال تکرار تجربه شوروی و ورود به رقابتی نظامی و امنیتی در سطوح گسترده با غرب نیست. این موضوع را می‌توان در رویکرد پکن و نسبت به وقایع ونزوئلا نیز مشاهده کرد.

روابط پکن با تهران، بیشتر حول محور حفظ جریان با ثبات انرژی به سمت خود شکل گرفته و چین محذورات خود را در گسترش روابط با ایران به سطوح بالاتر دارد. پکن روابط گسترده اقتصادی و حتی در سطوح پایین‌تر، تا جایی که موجب مخالفت مستقیم آمریکا نشود، با کشور‌های عرب جنوب خلیج فارس روابط نظامی و امنیتی دارد. چین بر خلاف روسیه، ظرفیت حمایت گسترده تسلیحاتی از ایران را دارد، اما چنین امری روابط این کشور با شرکای عرب خود را نیز زیر سایه قرار می‌دهد.

جدای از این ملاحظات، در درگیری اخیر هند و پاکستان، یکی از دلایل تفوق اسلام‌آباد بر دهلی، تسلیحات چینی مورد استفاده این کشور بود. این اولین بار بود که تسلیحات نظامی چینی، در یک درگیری نظامی مورد استفاده قرار می‌گرفت و از این آزمون سربلند بیرون آمد. در صورت انتقال گسترده تجهیزات چینی به ایران، در درگیری احتمالی با آمریکا، به سبب تفوق نظامی و تکنولوژیکی آمریکا نسبت به تهران، این تجهیزات احتمالا راه به جایی نخواهد برد و از منظر نظامی برای طرف چینی نیز یک شکست محسوب خواهد شد.

برای مسکو، تهران به عنوان زمین دیگری برای به چالش کشیدن غرب و صرف منابع آن و کاهش تمرکز بر جنگ اوکراین است. پکن نیز به رغم اینکه ایران را به عنوان یک شریک تجاری و تامین کننده قابل اعتماد انرژی برای برنامه‌های توسعه‌ای بلندمدت خود می‌بیند و خواستار کاهش قدرت و نفوذ ایالات‌متحده است، اما رویارویی مستقیم نظامی با ایالات‌متحده با خواست و توان مسکو و پکن سازگاری ندارد و در صورت وقوع یک درگیری نظامی، انتظاری بیش از حمایت‌های دیپلماتیک همانند آنچه در جنگ ۱۲ روزه رخ داد، نمی‌توان داشت.

نوشته شده توسط:

اشتراک گذاری
تبلیغات
تبلیغات