ساعت استراتژیک، اجرای تکراری؛ چالش برندینگ «سحر» در تلویزیون

سحر، استراتژیک‌ترین باکس رمضان است؛ اما تلویزیون در برندینگ آن هنوز درگیر تکرار و محافظه‌کاری است.
کد خبر: 24939
زمان انتشار: 18 فوریه 2026 - 17:53 ب.ظ -
1 بازدید
فرهنگی

خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: سحر، استراتژیک‌ترین باکس آنتن در ماه رمضان است؛ زمانه‌ای که مخاطب با تمرکز ذهنی، آمادگی روحی و نیاز معنوی پای قاب تصویر می‌نشیند. در ادبیات رسانه، این دقایق «زمان اوج توجه» محسوب می‌شوند؛ لحظاتی که امکان شکل‌دهی به برند، تثبیت چهره و ساختن خاطره جمعی بیش از هر زمان دیگری فراهم است. با این حال، ترکیب سحرگاهی شبکه‌ها در رمضان 1404 نشان می‌دهد تلویزیون در «مهندسی محتوا» و «بازآفرینی تجربه مخاطب» دچار نوعی محافظه‌کاری ساختاری شده است.

سحر؛ باکس طلایی یا آنتنِ عادت؟

مرور کنداکتور شبکه‌ها نشان می‌دهد اغلب برنامه‌ها بر مدار چهره‌های آشنا و الگوهای تثبیت‌شده می‌چرخند. این ثبات، اگر با نوآوری در فرم و روایت همراه نباشد، به تکرار می‌انجامد. در حالی که سحر، به‌واسطه حال‌وهوای خاصش، ظرفیت تولید روایت‌های عمیق، گفت‌وگوهای اندیشه‌محور و اجرای متفاوت را دارد، اغلب برنامه‌ها به ترکیبی از گفتار کارشناسی، مناجات و پلاتوی مجری بسنده کرده‌اند.

تجربه‌ای به نام «امضا»

در دهه‌های گذشته، سحر با «امضا» شناخته می‌شد. اجرای آرام و ادیبانه ساعد باقری در «سحوری» و برند شدن «ماه خدا» با اجرای فرزاد جمشیدی نمونه‌ای از این هویت‌سازی بود. جمشیدی با نگاه مستقیم به دوربین، پلاتوهای مبتنی بر مطالعه و بیانی شخصی، نشان داد مجری سحر باید «شناسنامه» داشته باشد؛ نه مقلد باشد، نه خطابه‌خوان. او در گفت‌وگو با تسنیم تأکید کرد «هر دقیقه سخن در تلویزیون، نیازمند یک ساعت مطالعه است قاعده‌ای که امروز کمتر نشانی از آن در برخی اجراها دیده می‌شود.

امضاء یعنی مخاطب، با شنیدن لحن و دیدن قاب، بداند با چه هویتی مواجه است. این همان چیزی است که برند می‌سازد و برنامه را از یک باکس مناسبتی به یک خاطره ماندگار ارتقا می‌دهد.»

چالش محتوایی؛ مجری یا خطیب؟

یکی از آسیب‌های قابل مشاهده، لغزش برخی اجراها به سمت خطابه‌خوانی یا مداحی است. مجری رسانه‌ای باید روایت‌گر باشد؛ نه واعظ، نه مدرس دانشگاه و نه مداح. زبان معیار، روایت خلاق، تسلط بر منابع و ارتباط چشمی با دوربین، عناصر حرفه‌ای این اجراست. وقتی مجری سر در متن فرو می‌برد و از روی کاغذ می‌خواند، تصویر به رادیو تقلیل می‌یابد و کارکرد بصری تلویزیون از دست می‌رود.

ترکیب رمضان 1404؛ ثبات بدون بازطراحی

در شبکه سه، «ماه من» با حضور کارشناسان روحانی روی آنتن رفته است. «زمانه» با اجرای المیرا شریفی‌مقدم حوالی چهار صبح پخش می‌شود. شبکه چهار «سحوری» را با اجرای سیدمحمد سادات اخوی ادامه می‌دهد و شبکه‌های دیگر نیز قالب‌های آشنای خود را حفظ کرده‌اند.

نام‌هایی چون حسن سلطانی و نجم‌الدین شریعتی همچنان در این حوزه مطرح‌اند، هرچند پرسش اینجاست که آیا این حضور با بازتعریف فرم و محتوا همراه بوده یا صرفاً استمرار یک الگوست؟ همچنین کم‌رنگ شدن چهره‌هایی مانند حامد کاشانی و اسماعیل رمضانی در برخی قاب‌ها، نشان می‌دهد ثبات برند کارشناسی نیز دستخوش تغییر شده است.

برنامه‌های سحر و افطار تلویزیون مشخص شدند + جزئیات

خلأ تنوع؛ مسئله‌ای فراتر از جنسیت

غیبت زنان در اجرای سحر و افطار، تنها یک مسئله نمادین نیست؛ بلکه به تنوع لحن، زاویه دید و تجربه زیسته بازمی‌گردد. سحر، به روایت انسانی و چندصدایی نیاز دارد. وقتی ترکیب اجرا محدود و تکراری می‌شود، مخاطب نیز احساس یکنواختی می‌کند.

ضرورت بازمهندسی؛ از دکور تا روایت

خلاقیت در سحر، با تغییر رنگ نور یا لوکیشن محقق نمی‌شود. بازمهندسی واقعی یعنی: طراحی روایت چندلایه به‌جای گفتار تک‌خطی؛ تقویت پژوهش و اتاق فکر برای تولید محتوای تازه؛  ساختن هویت مستقل برای هر برنامه؛ میدان دادن به نسل جدید مجریان با آموزش حرفه‌ای.

سحر، ویترین هویت معنوی رسانه است. اگر این باکس طلایی به عادت تبدیل شود، نه‌تنها مخاطب وفادار سحر از دست می‌رود، بلکه فرصت برندسازی معنوی نیز از میان خواهد رفت.

رمضان 1404 تازه آغاز شده و هنوز مجال ارزیابی نهایی باقی است؛ اما یک مطالبه روشن است: تلویزیون باید سحر را نه یک وظیفه مناسبتی، که یک پروژه راهبردی بداند. پروژه‌ای که بدون جسارت، مطالعه و خلق امضا، به تکرار می‌انجامد و تکرار، دشمن وفاداری مخاطب است.

فقدان اتفاق فکر تخصصی و توجه به مسئله چهره‌سازی

نکته مغفول دیگر در سحرهای تلویزیون، فقدان «اتاق فکر تخصصی» برای این باکس راهبردی است. سحر، زمان گفت‌وگوی عادی نیست؛ زمان تأمل، خلوت و بازسازی درونی است. اگر طراحی محتوا متناسب با این زیست‌جهان شکل نگیرد، برنامه به مجموعه‌ای از گفتارهای پراکنده تبدیل می‌شود. سحر نیازمند سناریوی محتوایی منسجم است؛ از چینش موضوعات تا سیر عاطفی و معرفتی برنامه باید مهندسی شود، نه آنکه صرفاً بر بداهه‌گویی مجری یا کارشناس استوار بماند.

از سوی دیگر، مسئله «چهره‌سازی» در تلویزیون به نظر می‌رسد دچار وقفه شده است. در دهه‌های گذشته، سحر سکوی پرتاب و تثبیت برندهای رسانه‌ای بود؛ امروز اما کمتر شاهد معرفی و تربیت مجریانی هستیم که بتوانند در چند سال آینده به امضای ثابت این باکس تبدیل شوند. تکیه صرف بر نام‌های آشنا، بدون سرمایه‌گذاری روی نسل تازه، در بلندمدت به فرسایش سرمایه انسانی رسانه می‌انجامد.

توجه به مسئله ریتم و گفت‌وگوی بین نسلی

بخش دیگری که جای کار جدّی دارد، نسبت سحر با مخاطب جوان است. اگرچه شبکه‌هایی مانند کودک و امید برنامه‌های ویژه خود را دارند، اما در شبکه‌های اصلی کمتر شاهد زبان و بیانی هستیم که بتواند نسل جدید را نیز پای این ساعت از آنتن بنشاند. سحر می‌تواند محل گفت‌وگوی بین‌نسلی باشد؛ پیوند تجربه پیشکسوتان با دغدغه‌های جوانان. این پیوند هنوز به‌صورت هدفمند طراحی نشده است.

همچنین باید به مسئله ریتم توجه کرد. برخی سحرها از ابتدا تا انتها با یک ضرب‌آهنگ یکنواخت پیش می‌روند؛ در حالی که سحر، گرچه آرام است، اما نباید ایستا باشد. تغییر هوشمندانه ریتم، تنوع در آیتم‌ها، استفاده از روایت‌های مستند کوتاه، ارتباط زنده با نقاط مختلف کشور و حتی بهره‌گیری از ظرفیت هنرهای تصویری می‌تواند به پویایی این باکس کمک کند، بی‌آنکه از شأن معنوی آن بکاهد.

در نهایت، ارزیابی سحرهای رمضان نباید صرفاً به آمار مخاطب محدود شود. سنجش اثرگذاری فرهنگی، بازتاب در شبکه‌های اجتماعی، میزان نقل‌قول و بازنشر جملات و حتی تبدیل شدن بخش‌هایی از برنامه به مرجع گفت‌وگوهای روز، شاخص‌های مهم‌تری برای موفقیت‌اند. سحر زمانی موفق است که از قاب تلویزیون فراتر رود و به بخشی از گفت‌وگوی عمومی جامعه تبدیل شود.

انتهای پیام/

 

 

نوشته شده توسط:

اشتراک گذاری
تبلیغات