امروز Monday 16 February 2026

توافق با آمریکا درباره برنامه هسته‌ای تقریبا به دست آمده است/ اختلاف نظر در ژنو بر سر چه خواهد بود؟

ابوالقاسم دلفی، دیپلمات پیشین و تحلیل‌گر روابط بین‌الملل به اقتصادآنلاین گفت: تحرکات نظامی آمریکا در منطقه بیش از آنکه برای جنگ باشد، ابزار فشار در مذاکرات است. به اعتقاد او، جنگ تمام‌عیار نه برای واشنگتن قابل مدیریت است و نه با شرایط منطقه سازگار؛ سناریوی محتمل‌تر، تنش کنترل‌شده و توافقی مبتنی بر توقف چندساله برنامه هسته‌ای است.
کد خبر: 24376
زمان انتشار: 16 فوریه 2026 - 08:35 ق.ظ -
2 بازدید

اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: در آستانه دور دوم مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در ژنو، فضای سیاسی و امنیتی منطقه بیش از هر زمان دیگری در وضعیت تعلیق میان جنگ و توافق قرار گرفته است.

افزایش حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس، پیام‌های متناقض از واشنگتن، تحرکات بازیگران منطقه‌ای و تلاش میانجی‌ها برای جلوگیری از تشدید تنش، همگی نشان می‌دهد که دو طرف در حال آزمودن مرز‌های فشار و چانه‌زنی هستند. در این میان، تحرکات نظامی اخیر مقدمه یک درگیری گسترده است یا بخشی از راهبردی برای تحمیل توافقی جدید؟

ابوالقاسم دلفی، دیپلمات باسابقه و سفیر سابق ایران در فرانسه، معتقد است گزینه نظامی فعلا محتمل نیست، چراکه مذاکره درباره توقف غنی‌سازی احتمالا به نتیجه می‌رسد.

در ادامه مشروح این گفت‌و‌گو را می‌خوانید.

با توجه به افزایش نیرو‌های آمریکایی در منطقه همزمان با دور دوم مذاکرات در ژنو، ارزیابی شما از روند تحولات چیست؟

ببینید، آن چیزی که اکنون آقای ترامپ در قبال ایران دنبال می‌کند، دیگر با راه‌حل نظامی قابل حل نیست. درباره این نیرو‌هایی که به منطقه آورده‌اند هم باید دقیق‌تر نگاه کنیم. همه این نیرو‌ها الزاماً متوجه ایران نیستند. یک بخش از این حضور برای آن است که مراقب باشند اسرائیلی‌ها مانند دفعه قبل خودسرانه عمل نکنند. به هر حال آمریکا می‌خواهد کنترل تحولات منطقه را داشته باشد.

وجه دوم به کشور‌های عربی منطقه برمی‌گردد؛ کشور‌هایی که به آمریکا وعده سرمایه‌گذاری‌های کلان داده‌اند، از جمله سعودی‌ها و اماراتی‌ها که صحبت از سرمایه‌گذاری‌های هزار میلیارد دلاری کرده‌اند، اما هنوز عملی نشده است. حضور آمریکا در منطقه می‌تواند نوعی هشدار باشد که اگر به تعهدات خود عمل نکنید، ممکن است شرایط به سمت جنگ برود. این حضور، فشاری است تا آنها هم حساب کار دستشان باشد؛ چرا که اگر جنگی رخ دهد، تمام برنامه‌های توسعه داخلی و سرمایه‌گذاری‌هایشان تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. به همین دلیل هم می‌بینیم که آنها تلاش می‌کنند تنش به جنگ منتهی نشود و حتی در مسیر میانجیگری فعال‌تر شده‌اند.

وجه سوم این تحرکات برای ایجاد فشار در مذاکرات با ایران است؛ یعنی این پیام را منتقل کنند که اگر به میز مذاکره نیایید، ممکن است اقدام نظامی صورت گیرد؛ بنابراین در مجموع، تحرک نظامی بیشتر کارکرد فشار سیاسی دارد.

یعنی شما معتقدید آمریکا قصد جنگ ندارد؟

اگر آمریکایی‌ها بخواهند وارد جنگ شوند، سوال این است که می‌توانند بیش از جنگ ۱۲ روزه اقدامی کنند؟ تجربه نشان داده که صرف جنگ هوایی نتیجه تعیین‌کننده‌ای ندارد. هیچ جای دنیا این‌گونه نبوده که فقط با حمله هوایی بتوان تغییر حکومت انجام داد و برای این تغییر نیاز به نیروی زمینی است. از طرف دیگر در داخل کشور هم وقتی اعتراضاتی شکل گرفت، ابتدا مسالمت‌آمیز بود و بعد به خشونت کشیده شد؛ واکنش مجموعه نظام هم مشخص شد و مردم آن را دیدند. حالا آنها چطور می‌خواهند در داخل کشور شرایطی درست کنند که به فروپاشی منجر شود؟

نکته دیگر اینکه مردم تجربه سوریه را دیده‌اند. وضعیت آن کشور جلوی چشم مردم است. طبیعی است که با حداقل امکانات امنیتی موجود، ترجیح دهند کشور به وضعیت سوریه دچار نشود. حتی تجربه لبنان هم پیش چشم مردم است.

ما کشوری با حدود ۹۰ میلیون جمعیت و ظرفیت‌های مختلف هستیم. این‌گونه نیست که با یک حمله نظامی همه چیز فروبپاشد. علاوه بر این، آمریکا باید واکنش روسیه و چین و همچنین ظرفیت منطقه برای تحمل یک جنگ گسترده را هم ارزیابی کند. منطقه تحمل چنین درگیری‌ای را ندارد.

پس ترامپ چگونه می‌خواهد گسیل تجهیزات به خاورمیانه را در آمریکا توجیه کند؟ زیرا به هر حال رئیس‌جمهور آمریکا باید به افکار عمومی کشورش پاسخ دهد.

دقیقاً. ترامپ باید پاسخ دهد که با این حضور نظامی چه کرده است. ضمن اینکه انتخابات کنگره در پیش است و اگر دست خالی برگردد، ممکن است در تعادل کنگره تغییراتی رخ دهد؛ بنابراین یکی از سناریو‌های محتمل این است که یک درگیری حساب‌شده و محدود رخ دهد؛ شبیه دفعه قبل. در حدی که بگویند ما اقدام کردیم و طرف مقابل هم پاسخ داد، اما کنترل‌شده. بعد از آن تفاهمی درباره پرونده هسته‌ای و سایر موضوعات شکل بگیرد.

یعنی مثلاً بگویند ما دو پایگاه شما را زدیم، شما هم در حدی پاسخ دادید، و حالا وارد توافق می‌شویم. در چنین ظرف و مظروفی، امکان مدیریت تنش وجود دارد.

پس درباره پرونده هسته‌ای احتمال توافق را محتمل می‌دانید؟

فکر می‌کنم عملاً بحث هسته‌ای به پایان رسیده و فقط موضوع دوره توقف است. یعنی غنی‌سازی ممکن است صفر یا در حد بسیار پایین باشد. ساختار تأسیسات از بین نمی‌رود، اما ذخایر باقی‌مانده نیز می‌تواند رقیق شود یا به سطحی برسد که خطری برای کسی نداشته باشد. خروج مواد از کشور بعید است، اما رقیق‌سازی محتمل است.

به این ترتیب، احتمال دارد یک توقف پنج یا ده‌ساله در موضوع هسته‌ای ایران مورد توافق قرار گیرد. بعد از آن، پیشنهاد‌هایی همچون تشکیل یک کنسرسیوم نیز ممکن است مد نظر باشد. چراکه یکی از خواسته‌های آمریکا و به ویژه اسرائیل این است که توافق جدید مانند برجام «زمان» نداشته باشد؛ یعنی نگویند ده سال و بعد از آن همه محدودیت‌ها برداشته می‌شود.

در مجموع، توافق می‌تواند با توقف غنی‌سازی آغاز شود و در مرحله بعد، درباره ادامه مسیر تصمیم‌گیری شود.

اگر چنین روندی در پیش باشد، پس به نظرتان اختلاف اصلی در مذاکرات کجاست؟

به نظر می‌رسد بحث موشک‌ها و برخی مسائل منطقه‌ای همچنان محل اختلاف است. درباره گروه‌های منطقه‌ای، وضعیت تا حدی روشن‌تر شده است. مثلاً حزب‌الله لبنان با توجه به شرایط داخلی لبنان در حال حرکت به سمت نقش سیاسی پررنگ‌تر در چارچوب داخلی آن کشور است. اگر یک دوره پنج یا ده‌ساله آتش‌بس و توقف در منطقه شکل بگیرد، این فرصت را می‌دهد که حزب‌الله وارد فاز سیاسی شود.

درباره یمن هم موضوع به آن شکل تهدید موجودیتی برای اسرائیل محسوب نمی‌شود. اگر مسئله فلسطین و لبنان به سمت ثبات برود، بسیاری از نگرانی‌ها کاهش می‌یابد. حتی درباره غزه هم سازوکار‌هایی برای اداره آن در حال شکل‌گیری است. اما آمریکا ممکن است خواستار مذاکره بر سر موشک‌های ایران نیز باشد که در این مورد احتمال دارد اختلافاتی ایجاد شود.

فکر می‌کنید یک توافق هسته‌ای می‌تواند برای ترامپ دستاورد تلقی شود و او را راضی کند؟

بله. ترامپ نیاز به یک دستاورد چشمگیر در منطقه دارد؛ دستاوردی که بتواند بگوید با توافق قبلی متفاوت است. حتی اگر تفاوت‌ها جزئی باشد، باید بتواند آن را در داخل آمریکا به عنوان موفقیت معرفی کند و جشن بگیرد.

اما اگر آمریکا وارد جنگ تمام‌عیار شود، در داخل حزب جمهوری‌خواه و میان جریان ماگا با مشکل روبه‌رو می‌شود؛ چرا که به آنها وعده داده بود جنگ‌ها را پایان دهد، نه اینکه جنگ جدیدی آغاز کند. برخی چهره‌ها مانند ونس نیز مواضعی متفاوت از گذشته گرفته‌اند. حتی در مواضع اخیر آمریکا درباره اروپا هم تعدیل مشاهده می‌شود.

این تشکیلات نظامی هم که اکنون به منطقه آورده‌اند، قابل ماندگاری طولانی‌مدت نیست. مشابه اتفاقی که پیش‌تر در ونزوئلا رخ داد؛ آنجا هم پیش از عملیات، چنین آرایشی ایجاد شده بود، اما در نهایت موضوع به سمت عملیات غیرجنگی و سیاسی رفت. تئوری‌ای که می‌تواند پشت این رفتار باشد، «صلح مبتنی بر زور» است؛ یعنی حفظ سایه جنگ برای رسیدن به توافق؛ بنابراین می‌خواهم بگویم سایه جنگ حفظ می‌شود، اما تبدیل آن به جنگ واقعی نیازمند شرایطی است که فعلاً فراهم نیست. اما این در حالی است که اکنون مسیر مذاکره باز است و گفت‌و‌گو ادامه دارد.

نوشته شده توسط:

اشتراک گذاری
تبلیغات