وقتی پرچم انقلاب بر زمین نمی‌ماند

تغییر در جایگاه رهبری به معنای تغییر در اصول و آرمان‌های بنیادین انقلاب نیست، بلکه ادامه همان راه پرافتخار با انرژی و افق‌های تازه است.
کد خبر: 26634
زمان انتشار: 9 مارس 2026 - 07:44 ق.ظ -
1 بازدید

خبرگزاری مهر- حسام‌الدین حیدری: ملت‌ها در بزنگاه‌های تاریخی بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن‌ هستند که میان گذشته پرافتخار خود و آینده‌ای که باید ساخته شود، پلی استوار بزنند پلی از جنس عقلانیت، ایمان، تجربه و شجاعت. انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی را می‌توان در همین چارچوب فهم کرد، تصمیمی که اگر با دقت به شرایط منطقه‌ای و جهانی، به میراث فکری انقلاب اسلامی و به ضرورت‌های پیش‌روی کشور نگریسته شود، نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه تداوم یک مسیر تاریخی و تمدنی به شمار می‌آید. انقلاب اسلامی از آغاز بر پایه پیوند میان فقاهت، حکمت سیاسی و مدیریت اجتماعی شکل گرفت و در طول دهه‌های گذشته هرگاه این سه عنصر در کنار هم قرار گرفته‌اند، کشور توانسته است از پیچیده‌ترین بحران‌ها عبور کند. امروز نیز در شرایطی که ایران با چالش‌های متراکم منطقه‌ای، فشارهای بین‌المللی و تحولات سریع جهانی روبه‌روست، وجود رهبری که هم در مکتب فکری انقلاب پرورش یافته و هم سال‌ها در متن مسائل راهبردی نظام حضور داشته، می‌تواند ضامن استمرار همان عقلانیت انقلابی باشد که بنیان‌گذار جمهوری اسلامی پایه گذاشت و امام خامنه‌ای آن را به بلوغ رساند.

آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای از جمله چهره‌هایی است که مسیر علمی و فکری خود را در سنت اصیل حوزه‌های علمیه طی کرده و در عین حال از نزدیک با سازوکارهای پیچیده اداره کشور، تحولات امنیتی و مسائل راهبردی جمهوری اسلامی آشنا بوده است. این ترکیب کم‌نظیر از دانش دینی، شناخت دقیق از منظومه فکری انقلاب و تجربه عملی در مواجهه با مسائل کلان کشور سرمایه‌ای مهم برای دوران پیش‌رو محسوب می‌شود. او در سال‌های گذشته هرچند کمتر در معرض نمایش رسانه‌ای قرار داشت اما در محافل علمی و میان نخبگان حوزوی به عنوان فردی صاحب‌نظر در مباحث فقهی و اندیشه سیاسی شناخته شده و در عین حال به واسطه حضور در متن تحولات راهبردی کشور، شناختی عمیق از واقعیت‌های میدان سیاست و مدیریت کلان پیدا کرده است. چنین ترکیبی از دانش نظری و تجربه عملی همان الگویی است که در سنت رهبری انقلاب اسلامی نیز دیده می‌شود، الگویی که در آن رهبر نه صرفاً یک فقیه در حجره درس و نه فقط یک سیاستمدار در عرصه قدرت بلکه شخصیتی جامع میان این دو ساحت است.

از منظر گفتمانی نیز آنچه اهمیت دارد استمرار خط اصیل انقلاب اسلامی است خطی که از امام خمینی (ره) آغاز شد و در دهه‌های اخیر با هدایت‌های رهبر شهید انقلاب به یک منظومه فکری منسجم تبدیل شد. در این منظومه استقلال سیاسی، عزت ملی، مقاومت در برابر سلطه‌طلبی قدرت‌های بزرگ، عدالت اجتماعی و پیشرفت علمی کشور به عنوان اصول بنیادین تعریف شده‌اند. نشانه‌ها و قرائن فراوانی وجود دارد که ثابت می‌کند رهبر جدید خود را در همین چارچوب تعریف می‌کند و به دنبال استمرار همان مسیر است؛ مسیری که در آن انقلاب اسلامی نه یک رخداد تاریخی محدود، بلکه یک پروژه تمدنی بلندمدت تلقی می‌شود. تداوم این نگاه می‌تواند به جامعه اطمینان دهد که تغییر در جایگاه رهبری به معنای تغییر در اصول و آرمان‌های بنیادین انقلاب نیست، بلکه ادامه همان راه با انرژی و افق‌های تازه است.

نقش مجلس خبرگان در این میان نقشی تعیین‌کننده و تاریخی است. نهادی که بر اساس قانون اساسی وظیفه کشف شایسته‌ترین فرد برای هدایت کشور را بر عهده دارد، در چنین لحظه‌ای حساس باید مجموعه‌ای از معیارهای فقهی، مدیریتی، شخصیتی و راهبردی را در نظر بگیرد. به دلیل اینکه این انتخاب با اجماع و اطمینان صورت گرفته است می‌توان آن را نشانه‌ای از درک دقیق خبرگان از شرایط خطیر کشور دانست. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که ثبات در رأس هرم نظام یکی از مهم‌ترین عوامل عبور ایران از بحران‌های پیچیده بوده است از جنگ تحمیلی گرفته تا تحریم‌های گسترده و تحولات پرشتاب منطقه‌ای، از این منظر انتخابی که بتواند این ثبات راهبردی را حفظ کند، خود یک سرمایه ملی محسوب می‌شود.

حمایت آگاهانه از رهبری جدید در واقع حمایت از ثبات و امنیت ملی است

اکنون مهم‌ترین مسئله نه صرفاً خود انتخاب بلکه نحوه مواجهه جامعه با این مقطع تاریخی است. کشور در شرایطی قرار دارد که دشمنان خارجی با تعرض به میهن اهورایی ما به دنبال القای شکاف، تردید و بی‌ثباتی هستند و هر نشانه‌ای از اختلاف داخلی را به ابزاری برای فشار بیشتر تبدیل می‌کنند. در چنین فضایی عقلانیت ملی ایجاب می‌کند که نخبگان، رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی با نگاهی مسئولانه به این تحول بنگرند و از تبدیل آن به میدان منازعه‌های جناحی پرهیز کنند. حمایت آگاهانه از رهبری جدید در واقع حمایت از ثبات و امنیت ملی است؛ ثباتی که پیش‌شرط هرگونه پیشرفت اقتصادی، علمی و اجتماعی به شمار می‌آید. ملت ایران در طول تاریخ نشان داده است که در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، توانایی عبور از اختلافات و تمرکز بر منافع بزرگ‌تر ملی را دارد.

اگر قرار باشد ایران از این برهه حساس عبور کند و مسیر پیشرفت خود را با قدرت ادامه دهد، نیازمند همدلی ملی و اعتماد به ساختارهای قانونی نظام است. تجربه انقلاب اسلامی نشان داده است که هرگاه ملت و رهبری در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، حتی پیچیده‌ترین فشارهای خارجی نیز نتوانسته است مسیر کشور را متوقف کند. امروز نیز همین قاعده برقرار است. انتخاب رهبری جدید می‌تواند آغاز فصل تازه‌ای از انسجام ملی باشد فصلی که در آن با تکیه بر سرمایه‌های انسانی، توان علمی جوانان و روحیه مقاومت تاریخی ملت ایران، افق‌های بزرگ‌تری برای آینده کشور ترسیم شود.

تاریخ انقلاب اسلامی پر از لحظاتی است که در ابتدا با نگرانی و تردید همراه بوده اما در ادامه به نقطه‌ای از تثبیت و پیشرفت تبدیل شده است. اکنون نیز چنین لحظه‌ای فرارسیده است. اگر جامعه با درک مسئولیت تاریخی خود از این انتخاب حمایت کند و نخبگان کشور نیز با نگاه بلندمدت به تقویت انسجام ملی بیندیشند، می‌توان امیدوار بود که جمهوری اسلامی همان‌گونه که در دهه‌های گذشته از آزمون‌های بزرگ عبور کرده، این مرحله را نیز با اقتدار پشت سر بگذارد و مسیر تحقق آرمان‌های انقلاب را با قوت بیشتری ادامه دهد.

نوشته شده توسط:

اشتراک گذاری
تبلیغات