حقیقتِ پنهانِ ایران؛ برای کسانی که در توهم‌اند

حسین دارابی درباره افول آمریکا و بیداری ملت ایران می‌گوید.
کد خبر: 27357
زمان انتشار: 13 مارس 2026 - 23:53 ب.ظ -
1 بازدید
فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهایی که آسمان منطقه از شعله‌های خشم و خون روشن شده، و جهان بار دیگر در برابر چهره‌ عریان خشونت و جنون ایستاده است، نام ایران در مرکز طوفانِ تاریخ می‌درخشد. جنگی که با طراحی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران آغاز شد، نه‌تنها نشانه‌ای از قدرت آنان نیست، بلکه پرده از هراس یک ابرقدرت رو‌به‌افول برمی‌دارد؛ ابرقدرتی که در واپسین سال‌های اعتبار خود، با حمله به بیمارستان‌ها، مدارس، پالایشگاه‌ها، مراکز بهزیستی و حتی شیرخوارگاه‌ها، چهره‌ واقعی‌اش را عیان کرده است.

شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان مقاومت، زخمی عمیق بر دل ملت گذاشت، اما در عین حال روح تازه‌ای در کالبد مردم دمید؛ روحی که خود را در خیابان‌ها، در اشک و شعار، در پرچم‌ها و حضور میلیونی مردمان نشان داد. مردمی که بار دیگر ثابت کردند حقیقت و آرمان از دل خون زاده می‌شود، نه از دل ترس.

در چنین روزهای پرهیاهو که تحلیل‌ها از هر سو بر سر زبان‌هاست و سیاست‌مداران جهان هر یک از منظر خویش به میدان حوادث می‌نگرند، صدای هنرمندانی برخاسته که روایتگر روح زمانه‌اند. یکی از این صداها حسین دارابی، کارگردان سینما است؛ هنرمندی که در گفت‌وگویی صریح و مؤثر، از افول ابرقدرت‌ها، توهم نجات از بیرون، و روشن شدن مرز حق و باطل در این دوران سخن می‌گوید.

تکرار تاریخ و نشانه‌های فروپاشی آمریکا

حسین دارابی، کارگردان سینما، در تحلیلی از جنگ اخیر میان آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و پیامدهای آن در منطقه و جهان، معتقد است که امروز شاهد تکرار تاریخ و برز رفتارهای نابخردانه از سوی یک ابرقدرت رو‌به‌افول هستیم.

او با اشاره به سابقه طولانی دشمنی‌ها توضیح می‌دهد: «ما سال‌هاست با دشمنی عمیق و ریشه‌دار روبه‌رو هستیم؛ دشمنی‌ای که از سوی آمریکا شکل گرفته و رژیم صهیونیستی در واقع زیرمجموعه و تابع سیاست‌های آن محسوب می‌شود. آمریکا دشمن اصلی و واقعی ملت ماست و این خصومت، سال‌هاست به‌صورت آشکار ادامه دارد.»

 

از بیعت تا خیانت: واکاوی تاریخی شهادت امام علی(ع) و درس‌های امروز آن

 

دارابی با تأکید بر تلاش‌های ایران برای جلوگیری از درگیری، می‌افزاید: «در تمام این سال‌ها سعی کردیم از هر راهی برای اجتناب از جنگ استفاده کنیم، اما آنان که چشم از ایران برنمی‌دارند و همواره برای کشورمان نقشه می‌کشند، نهایتاً آغازگر درگیری شدند و اقدامی نابخردانه را مرتکب گشتند.»

او در ادامه با نگاهی تاریخی تأکید می‌کند: «تجربه تاریخ نشان می‌دهد که هنگام افول یک ابرقدرت، آن کشور رفتاری خشن، هیجانی و دور از عقلانیت از خود بروز می‌دهد؛ تهدید می‌کند، دست به اقدامات غیرمنطقی می‌زند و در نهایت خود به مسیر فروپاشی نزدیک‌تر می‌شود.»

دارابی خاطرنشان می‌کند: «نشانه‌های این افول را امروز می‌توان به‌وضوح مشاهده کرد. تاریخ بار دیگر در حال تکرار است و من بر این باورم که اکنون دوران پایان قدرت آمریکا و آغاز ظهور قدرت‌های تازه در جهان فرا رسیده است.»

توهم نجات از بیرون

دارابی در واکنش به برخی جریان‌های داخلی که تصور می‌کردند با دخالت آمریکا و بازگشت ترامپ شرایط داخلی ایران به نفع آن‌ها تغییر خواهد کرد، این نگاه را توهمی بی‌اساس و ناشی از کمبود مطالعه تاریخی می‌داند.

این هنرمند با تأکید بر اینکه عدم وقوع چنین سناریویی «اظهر من الشمس» بوده است، می‌گوید: «آن‌قدر ذهن برخی افراد توسط شبکه‌هایی مانند اینترنشنال شست‌وشوی رسانه‌ای شده که واقعاً دچار گمراهی شده بودندو در نهایت تصور می‌کردند چنین اتفاقی رخ خواهد داد. در حالی‌ که این مسئله کاملاً روشن بود؛ کافی بود افراد اندکی تاریخ مطالعه کنند، نه حتی تاریخ‌های بسیار دور، بلکه همین سال‌های اخیر و جنگ‌هایی که در خاورمیانه و جهان رخ داده است.»

او ادامه می‌دهد: «از جنگ جهانی دوم به این سو، اگر فقط اندکی جست‌وجوی ساده انجام شود، می‌توان دید چه اتفاقات عجیبی در جهان رخ داده و قدرت‌های بزرگ چگونه رفتار کرده‌اند.»

دارابی با اشاره به ماهیت منفعت‌طلبانه قدرت‌های غربی می‌افزاید: «کسی دلسوز ما نیست؛ آن‌ها تنها به دنبال منافع خود هستند و هر جا که به اهدافشان برسند، برای دیگران جهنمی از بحران و ناامنی می‌سازند.»

او در ادامه به یک مصاحبه تکان‌دهنده اشاره می‌کند و می‌گوید: «مصاحبه‌ای از یکی از سناتورهای آمریکایی دیدم که واقعاً عجیب بود. او صراحتاً می‌گفت: “همان‌طور که برلین و ژاپن را با خاک یکسان کردیم، باید با مسلمانان نیز همین کار را انجام دهیم.” این نشان می‌دهد تفکر بخشی از سیاستمداران آن‌ها تا چه اندازه خطرناک است.»

این کارگردان همچنین باور برخی افراد به کمک ترامپ یا آمریکا به ایران را ناشی از ساده‌لوحی و کمبود آگاهی می‌داند و می‌گوید: «کمبود آگاهی باعث می‌شود انسان ذهنش را در اختیار شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های سطحی قرار دهد؛ رسانه‌هایی که سطح تفکر را پایین می‌آورند. درحالیکه انسان نیاز به مطالعه، تعمق و شناخت تاریخ دارد.»

دارابی با اشاره به وضعیت کنونی جنگ و پیامدهای آن می‌گوید: «امروز برای همه روشن است که آمریکا در حملات خود مرزی میان اهداف نظامی و غیرنظامی قائل نیست. آن‌ها فقط یک خط مشخص نکشیده‌اند که از مناطق نظامی شروع شود و به مناطق مسکونی نرسد؛ بلکه مناطق مسکونی نیز هدف قرار می‌گیرند. اکنون همه ما شاهد این واقعیت هستیم؛ مردم می‌بینند و خانواده‌ها لمس می‌کنند که بالاخره برای کسی در این سرزمین بلایی رخ داده و خون بی‌گناهی ریخته شده است.»

تحلیل دشمن از ایران اشتباه است

دارابی معتقد است حضور گسترده و خودجوش مردم در راهپیمایی‌های پس از اعلام خبر شهادت رهبر، پیام روشنی برای جهان دارد و نشان می‌دهد تحلیل دشمنان از جامعه ایران نادرست بوده است. او با یادآوری سخنان رهبر انقلاب تأکید می‌کند که «جنگ، جنگ تحلیل‌هاست» و به گفته او، طرف مقابل در این میدان دچار خطای محاسباتی شده است.

این کارگردان توضیح می‌دهد:«برخی کشورها تصور می‌کردند به دلیل وجود نارضایتی‌هایی در میان بخشی از جامعه، مردم ایران در چنین شرایطی پشت کشور خود نخواهند ایستاد. حتی در حوادث اخیر نیز تصورشان این بود که می‌توانند از این وضعیت بهره ببرند و نشان دهند مردم پای کشورشان نیستند؛ در حالی‌که این تحلیل کاملاً اشتباه از آب درآمد.»

او تأکید می‌کند:« مردم ایران در سال‌های طولانی و در بزنگاه‌های مختلف، چه در جنگ‌ها و چه در حوادث گوناگون، نشان داده‌اند که با وجود همه مشکلات و نقدهایی که به مسئولان و دولت‌ها داشته‌اند، همواره در کنار کشور خود ایستاده‌اند و از آن دفاع کرده‌اند و این روند همچنان ادامه خواهد داشت. برخی کشورها و تحلیلگران در جهان این واقعیت را فهمیده‌اند، اما هنوز هم کسانی هستند که این واقعیت را درک نکرده‌اند. »

او معتقد است دشمنان اکنون در شرایطی قرار گرفته‌اند که دیگر کار زیادی از دستشان برنمی‌آید و به همین دلیل به خشن‌ترین اقداماتی که می‌توانستند دست زده‌اند.با وجود چنین اقداماتی، این رفتارها نه‌تنها باعث تضعیف جامعه ایران نمی‌شود، بلکه موجب اتحاد بیشتر مردم و افزایش نفرت عمومی نسبت به این اقدامات خواهد شد.

دارابی با اشاره به برخی تصورها درباره نقش ترامپ در تغییر شرایط ایران می‌گوید:«کسانی که گمان می‌کردند او می‌تواند کاری برایشان انجام دهد، باید اکنون دریافته باشند که چنین تصوری نادرست بوده است. این قدرت‌ها اگر دستشان برسد، بدون تردید دست به خشونت‌های گسترده خواهند زد و حتی می‌توانند خون به راه بیندازند و همه را با هم نابود کنند.»

 مرز حق و باطل روشن‌تر از همیشه شده است

دارابی معتقد است در شرایط کنونی که دشمن تلاش می‌کند با ایجاد ناامیدی و تفرقه میان مردم شکاف ایجاد کند، مرزبندی‌ها بیش از هر زمان دیگری روشن شده است. او می‌گوید:« در چنین روزهایی هر کسی جایگاه خود را نشان می‌دهد و به باور او خط‌ها آن‌قدر واضح شده که دیگر نمی‌توان آن‌ها را پنهان کرد.»

این کارگردان و تهیه‌کننده با اشاره به واکنش هنرمندان در این شرایط تأکید می‌کند:« بسیاری از هنرمندان سکوت نکرده‌اند و با پیام‌ها و موضع‌گیری‌های خود حضور داشته‌اند. »

به گفته او، جریان حق در طول تاریخ همواره جریان غالب بوده است؛ هرچند گاهی باطل با ایجاد گرد و غبارهایی کوتاه‌مدت، بزرگ‌تر از آنچه هست به نظر می‌رسد، اما در نهایت این جریان حق است که باقی می‌ماند. دارابی معتقد است هر کسی که خود را به این جریان نزدیک کند به سود خود عمل کرده و هر کس از آن فاصله بگیرد در نهایت بازنده خواهد بود.

او با اشاره به شرایط فعلی کشور می‌گوید:« آنچه امروز رخ می‌دهد اتفاقی بزرگ است؛ روزهایی تلخ و سخت که در عین حال روزهایی مهم و سرنوشت‌ساز نیز به شمار می‌روند. این مسیری است که با رهبری امام آغاز شد و در ادامه با سکانداری رهبر انقلاب ادامه یافت و به اعتقاد او در آینده نزدیک نتایج بزرگی از آن آشکار خواهد شد. همان‌گونه که تاریخ در دوره‌های مختلف تکرار شده، این روند نیز در این مقطع تکرار خواهد شد.»

او ادامه می‌دهد :«در چنین بزنگاه‌هایی در کنار اکثریت مردم که تلاش می‌کنند هر کاری از دستشان برمی‌آید انجام دهند، همواره افرادی نیز وجود دارند که رفتارهای دوگانه یا منافقانه دارند. وقتی در خیابان قدم می‌زنم می‌بینم افراد مختلف در حد توان خود در حال تلاش هستند و این نشان می‌دهد جریان غالب در جامعه همچنان همراه و همدل مردم است.»

این تهیه‌کننده در ادامه به مسئله تشخیص حق و باطل اشاره می‌کند و می‌گوید:« امروز حجت‌ها برای بسیاری از مردم روشن شده است. در یک سوی این جریان شخصیت‌هایی همچون رهبر انقلاب قرار دارند که با وجود همه تهمت‌ها، خود و خانواده‌شان را در مسیر آرمان‌هایشان فدا کرده‌اند و در کنار آن‌ها چهره‌هایی چون سید حسن نصرالله، حاج قاسم سلیمانی و سردار حاجی‌زاده حضور دارند.»

دارابی در مقابل، از چهره‌هایی چون ترامپ، نتانیاهو و پمپئو یاد می‌کند و می‌گوید:«در سال‌های اخیر بسیاری از واقعیت‌ها درباره این جریان‌ها حتی توسط خودشان آشکار شده است. موضوعاتی مانند پرونده‌هایی که در رسانه‌ها درباره جزیره اپستین مطرح شد، امروز برای بسیاری از مردم جهان تفاوت میان این دو جریان آشکارتر از گذشته شده است.»

او همچنین به رخدادهای سال‌های اخیر در منطقه اشاره می‌کند و می‌گوید :«آنچه در کشورهایی مانند غزه، لبنان، عراق و افغانستان رخ داده برای مردم قابل مشاهده و درک بوده است و همین تجربه‌های نزدیک باعث شده بسیاری از واقعیت‌ها روشن‌تر شود.»

دارابی در پایان ابراز امیدواری می‌کند که مردم بتوانند در چنین شرایطی تشخیص درستی داشته باشند و خود را به آنچه او «جریان حق» می‌نامد نزدیک کنند. به باور او، این جریان ماندگار است و کسانی که به آن بپیوندند سرانجامی نیک خواهند داشت و در مقابل کسانی که از آن فاصله بگیرند در نهایت دچار زیان و روسیاهی خواهند شد.

انتهای پیام/

 

نوشته شده توسط:

اشتراک گذاری
تبلیغات