به گزارش خبرگزاری مهر، برنامهی «جریان» در ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ ، به میزبانی علیرضا زادبر، استاد دانشگاه و با حضور شهریار زرشناس عضو هیئت علمی دانشگاه سوره با موضوع «دفاع مقدس تمدنی و ریشه درگیری با غرب» برگزار شد.
علیرضا زادبر میزبان برنامه با بیان این جمله از رهبر شهید که «آمریکا قصد بلعیدن ایران را دارد» صحبت را آغاز کرد. موضوع برنامه « آمریکا از این جنگ چه میخواهد» است و زادبر سر فصلهای گفتوگو با شهریار زرشناس در برنامه قبلی را برشمرد : جنگها میتوانند نظم موجود را تغییر دهند. ایران در تاریخ طولانیاش جنگهای زیادی را تجربه کرده است و این جنگی که در میانه آن هستیمT «دفاع مقدس تمدنی» است.
او سپس با این مقدمه پرسش کرد: ویژگی این دفاع مقدس تمدنی و معنایش چیست؟ جنگها معمولاً برای کسب منافع مادی مثل خاک و نفت هستند، در این جنگ بر سر چه میجنگیم؟ چرا شما معتقدید این جنگ قرار است جلوی زایش یک تمدن جدید ایرانی را بگیرد؟
تفاوت ماهوی «دفاع تمدنی» با جنگهای ایدئولوژیک مدرن
شهریار زرشناس پاسخ داد: معتقدم عنوانی که برای این مجاهدت میتوان به کار برد، دقیقاً «دفاع مقدس تمدنی» است و برای هر دو واژه «تمدنی» و «دفاع» توضیحات مشخصی دارم.
او استفاده از کلمهی دفاع به جای جنگ را اینطور توضیح داد: این یک دفاع میهنی است. واژه جنگ، باری دارد که گاهی شامل جنگهای ناعادلانه و تجاوزکارانه نیز میشود اما دفاع، عادلانه است. ملتها وقتی مورد تهاجم قرار میگیرند، از خود دفاع میکنند.
این استاد فلسفه غرب درمورد جهانی که در آن زندگی میکنیم، ادامه داد: امروز غرب مدرن یک نظام جهانی مبتنی بر سلطه و سیطره بر همگان ایجاد کرده است. انقلاب اسلامی در ایران، پدیدار شدن مقاومت بزرگی بود که هم در منطقه غرب آسیا تکثیر شد و هم پیامش به مردمان مناطقی در آفریقا و آمریکای لاتین رسید. در برابر نظام جهانی غرب مدرن که سنگ بنای آن در قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی گذاشته شد و تکوین و جهانگیر شدن آن از اواخر قرن هجدهم به بعد رخ داد، مقاومتهای متعددی صورت گرفته است. برای نمونه، مردم ویتنام سه دهه مقاومت کردند؛ ده سال در برابر استعمار ژاپن، مدتی در برابر فرانسه و از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ نیز در مقابل آمریکا ایستادند. نمونه دیگر، مقاومت مردم چین است که از سال ۱۹۲۷ جنگ بزرگ زمینی خود را آغاز کردند و در سال ۱۹۴۹ به پیروزی رسیدند و پس از آن نیز در برابر امپریالیسم و تحریمها مقاومت کردند. در هند نیز جنبش استعمارستیزی در سال ۱۹۴۸ به تأسیس جمهوری انجامید.
جنگ ویتنامیها دفاع تمدنی نبود
زرشناس درمورد قیام استقلالطلبانه ویتنام که تمدنی نبود، گفت: در ویتنام، ایدئولوژی راهنمای مردم بود، حماسههای بزرگی آفرید و ستیزی کاملاً عادلانه در دفاع از سرزمین در برابر امپریالیسم رخ داد اما انقلاب ویتنام بر مبنای ترکیبی از ناسیونالیسم و نوعی سوسیالیسم مارکسیستلنینیستی رهبری میشد. اگرچه انگیزه روستاییان ویتنامی ملّی بود اما کادر اصلی جریان به دنبال ایدههای سوسیالیستی بود. سوسیالیسم و ناسیونالیسم هر دو از ایدئولوژیهای عالم مدرن هستند. بنابراین مردم ویتنام حماسه آفریدند و جنگی عادلانه کردند، اما حرکت آنها یک دفاع تمدنی نبود؛ زیرا پدیدهای برخلاف تمدن غرب مدرن خلق نکردند. آنها پارادایمی در مقابل غرب مدرن قرار ندادند و به آلترناتیوسازی در مقابل مدرنیته نپرداختند. در چارچوب همان گفتار مدرن بودند و تنها یکی از ایدئولوژیها را جایگزین دیگری کردند، حرفنویی نداشتند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: ویتنامیها به دنبال استقلال بودند اما اهداف نهایی و مبانی نظری الهامبخش آنها در همان غربمدرن بود. تفکر آنها صورتی از مدرنیته بود یعنی تقابل سوسیالیسم و ناسیونالیسم مدرن در برابر لیبرالسرمایهداری مدرن. در اندونزی با سوکارنو، در هند با نِهرو و در چین با مائو نیز همین وضعیت حاکم بود. انقلاب ویتنام حتی به کامبوج هم صادر نشد. آنها میخواستند مدل توسعه سوسیالیستی را بر پایه استقلال کشور خود ایجاد کنند که موفق هم شدند اما ایدههای نهاییشان خارج از مرزهای تمدن غرب مدرن نبود. این موضوع حتی درباره روسیه سال ۱۹۱۷ نیز صادق است.
تمدنی بودن یک مقاومت به ماهیت پارادایم هدایتکننده آن وابسته است
عضو هیئت علمی دانشگاه سوره، تفاوت مقاومت تمدنی ایران را اینطور تبیین کرد و گفت: انقلاب اسلامی ایران، انقلابی نیست که تنها در مرزهای جغرافیایی محصور بماند. در ایران با رخداد دیگری روبرو هستیم. ایران با انقلاب اسلامی، پارادایم و گفتمانی را مطرح کرد که اساساً خارج از مرزهای تمدن غرب مدرن قرار دارد. همانگونه که ارنست نولته گفته است: «اسلام انقلابی یک مقاومت رادیکال در برابر تمدن غرب مدرن است». این یک ستیز تمدنی است. تمدنی بودن یک مقاومت به شدت و ابعاد آن برنمیگردد بلکه به ماهیت پارادایم هدایتکننده آن وابسته است. در ایران ما با یک زایش تمدنی روبرو هستیم و عالم ایرانیاسلامی که بیش از هزار سال قدمت داشت، دوباره متولد شده است.
در ادامه علیرضا زادبر، میزبان برنامه پرسید: ویژگیهای عالم ایرانیاسلامی که زایش تمدن جدید را شکل خواهد داد، چیست؟ این جنگ در کجای این ماجرا قرار دارد. در تاریخ ایران، کدام نبرد، جنگ تمدنی بود؟
زرشناس پاسخ داد: جنگهای صلیبی بهنوعی تقابل دو تمدن است. همچنین کشمکشهای دوره صفویه با اروپاییها، مثلاً بر سر جزیره هرمز و پرتغالیها، نوعی تقابل تمدنی محسوب میشود. منتها باید توجه داشت که موقعیتها تفاوت دارد. در قرن شانزدهم میلادی، تمدن غرب مدرن در آغاز زایش و بالندگی خود بود و قدرت امروز را نداشت. به همین دلیل وقتی در قرن هفدهم به سراغ ژاپن رفت، نتوانست حریف آن شود. در دوره شاه اسماعیل، هرمز را تصرف کردند، اما در دوره شاهعباس ما آن را پس گرفتیم. اما اکنون وضعیت متفاوتی حاکم است.
ریشههای عالم ایرانیاسلامی و تقابل دو سدهای با شبهمدرنیته
عضو هیئت علمی دانشگاه سوره در ادامه افزود: ایران تاریخی طولانی دارد. از دورهای به بعد، اسلام با ایران پیوند ارگانیک برقرار کرد و پدیدهای به نام عالم ایرانیاسلامی ساخته شد که صفویه نیز در آن چارچوب قرار میگیرد. اما از دو قرن پیش، زمانی که استعمار غرب مدرن آمد و مواجههای تمدنی با ما ایجاد کرد، سعی کرد هویت تمدنی را از ما بگیرد و عالم ایرانیاسلامی را عقب براند تا شبهعالم تاریخی جدیدی یعنی مدرنیته را حاکم کند. ما نزدیک به دو قرن با این موضوع درگیر بودیم. بهطور مشخص میتوان گفت از دوره ناصری تا انقلاب اسلامی در پایان دهه پنجاه شمسی، یعنی حدود صد و سی سال، بهطور کامل درگیر این ماجرا بودیم. تاریخ معاصر ما تاریخ درگیری با این شبهمدرنیته است که قصد استیلا بر ما را داشت.
علیرضا زادبر، میزبان برنامه و استاد دانشگاه از ماهیت جنگهای صد و سی سالهی معاصر پرسید و گفت: آیا تمام این جنگها تمدنی بودند؟
زرشناس با بیان اینکه در آن جنگها تسلیم بودیم و زایش تمدنی وجود نداشت، گفت: خیر.
او درمورد تفاوت انقلاب اسلامی با تاریخ معاصر ادامه داد: انقلاب اسلامی اتفاق جدیدی بود. تمام جنگهای پیشین به این دلیل بود که غرب مدرن، نظام جهانی ساخته بود و قصد استیلا داشت. مشابه همان علتی که باعث جنگ تریاک در چین شد.
ایران همیشه در حال جنگ بوده
میزبان به نکتۀ دیگری اشاره و بحث دیگری را آغاز کرد. زادبر، ادعای شبهجریان ضدجنگ را مطرح کرد که جنگ را تقصیر حکومت میداند. او این حرف را در برابر تاریخ ایران قرار داد که جنگ جز جدایی ناپذیر آن است و علت تعداد بالای جنگهای ایران را پرسید.
شهریار زرشناس با بیان اینکه ایران همیشه درگیر جنگ بوده است و با اشاره به جنگ پارتها، ساسانیان و هخامنشیان با رومیها و دیگران، بحث را عمیقتر کرد و گفت: همه ملتها جنگ دارند. آیا قومی را مییابید که در تاریخش جنگ نداشته باشد؟ به تاریخ چین، هند، انگلستان، آمریکا و آلمان نگاه کنید. فرانسه نیز جنگهای بسیاری داشته است؛ برای نمونه جنگ صد ساله با انگلستان از ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳ میلادی. جنگی که اکنون در آن قرار داریم، ماهیت تمدنی دارد. اینکه چرا سرنوشت انسان ایرانی با جنگ گره خورده، موضوعی عمومی است. حتی فرانکها که فرانسه را بنیان گذاشتند، با جنگ آمدند و فرانسه با جنگ زاییده شد.
پایان انفعال دویست سالۀ ایران با اولین دفاع تمدنی
عضو هیئت علمی دانشگاه سوره، ادعای جریان ویرانیطلب (سلطنتطلب) که جمهوری اسلامی را به دلیل فعالیت هستهای و موشکی مقصر جنگ معرفی میکند را بیپایه و اساس دانست و گفت: ایدئولوژی جمهوری اسلامی جنگساز نبوده است مگر در دورههای پهلوی، قاجار، افشاریه، غزنویان و صفویه جنگ نداشتیم؟ این ادعا بیپایه است.
زرشناس، با اشاره به روایتهای اسطورهای و گاه غیرواقعی از ایران باستان، گفت: برخی تصویری از تاریخ باستان ارائه میدهند که گویی تهی از درگیری بوده است در حالی که سراسر این تاریخ مملو از نبرد است؛ برای نمونه ساسانیان دائم با رومیها در جنگ بودند.
او با تحلیل وضعیت دفاعی ایران در دو سده اخیر گفت: ایران در دو قرن گذشته هیچگاه متجاوز نبوده و هر زمان وارد جنگی شده، جنبه دفاعی داشته است. با این حال، تا پیش از انقلاب اسلامی، ما در دفاع از خود ناتوان بودیم و همواره اشغال میشدیم. مصداق بارز آن جنگهای جهانی اول و دوم است. در آن دوران یا خاک کشور را از دست میدادیم مانند جدایی بحرین در سال ۱۹۷۱ یا جزایر زرکوه و آریانا و یا ناچار به اعطای امتیاز به بیگانگان میشدیم.
امام(ره) با تاسیس نظام و رهبر شهید با دولتملتسازی، ایران جدید را معماری کردند
این پژوهشگر حوزه غربشناسی با تبیین نقطه عطف انقلاب اسلامی گفت: پس از انقلاب، این الگوی انفعالی تغییر کرد. در جنگ هشتساله، اولین جنگ میهنی تاریخ ما رقم خورد که در آن مردم با تمام وجود دفاع کردند. این سطح از ایستادگی در تاریخ ما بیسابقه است چرا که مردم نه در مقابل مغولها، نه در برابر اسکندر و نه در مقابل سپاه اعراب، به این شکل منسجم پایداری نکرده بودند.
او علت این موفقیت را «رستاخیز عالم ایرانیاسلامی» دانست و افزود: مردمی که هشت سال مقاومت کردند، حقیقت این عالم تمدنی را در سیمای امام خمینی (ره) دیدند. استعمار غرب مدرن در دوره شبهمدرنیته تلاش کرده بود پیوند میان مؤلفههای هویتی ما را قطع کند، اما با انقلاب اسلامی، زایشی تمدنی رخ داد و آن مؤلفهها دوباره پدیدار شدند. در واقع، عالم ایرانیاسلامی که به محاق رفته بود، در روایتی جدید بازگشت.
عضو هیئت علمی دانشگاه سوره، در تشریح نقش رهبری در این فرآیند تمدنی گفت: امام خمینی(ره) با نظامسازی، سنگ بنای این تحول را گذاشت و در دوران شهید آیتالله خامنهای، ما به سمت یک «نظم جدید» حرکت کردیم. بزرگترین میراث ایشان برای تاریخ ایران، معماری پروژه «دولت-ملت» است که تکیهگاه نظری آن «امت و امامت» و پل اتصالش مفهوم «ولایت» است. دوران امام، مرحله سلبی و دگرگونی نظم پیشین بود و دوران شهید آیتالله خامنهای، مرحلۀ معماری، نهادینهسازی و تبدیل آن به یک نظم نوین تمدنی است.
تلاش آمریکا برای سد راه زایش تمدنی ایران
زرشناس علت اصلی حملات نظام سلطه را همین زایش تمدنی دانست و تصریح کرد: آمریکا و نظام جهانی هرگز یک قدرت مستقل و متفاوت را تحمل نمیکنند. آنها اگر توان داشتند، چین و روسیه را هم در هم میشکستند. آنها دیدند کشوری که پیش از انقلاب کاملاً در کنترلشان بود، اکنون پارادایمی خارج از مرزهای مدرنیته ارائه میدهد. به همین دلیل، دو راهبرد را در پیش گرفتند: نخست راه انداختن جنگ برای مهار این تمدن، و دوم اجرای طرح «خاورمیانه بزرگ» پنتاگون که هدف آن تجزیه و مینیاتوریزه کردن کشورهای منطقه (از جمله تقسیم ایران به پنج یا شش کشور) برای تأمین امنیت اسرائیل است؛ مشابه آنچه بر سر سودان، لیبی و سوریه آوردند.
«استقلال ملی» تنها مسیر دستیابی به معیشت و رفاه پایدار
این استاد دانشگاه در پاسخ به شبهه «معیشت در برابر استقلال» خاطرنشان کرد: وابستگی به امپریالیسم برای هیچ کشوری رفاه نیاورده است. استقلال، پیشنیاز اقتصاد قوی و عدالت است. نان شب مردم در گرو توانمندی کشور است. ما امروز از هویت تمدنی خود دفاع میکنیم و نتیجه این اقتدار، در نهایت به نفع وضع اقتصادی مردم خواهد بود. اگر امروز دفاع نکنیم، فردا علاوه بر فقر، اسیر و وابسته نیز خواهیم بود.
در پایان برنامه، علیرضا زادبر ضمن جمعبندی مباحث، گفت: رسانههای ویرانیطلب سالها مدعی بودند جمهوری اسلامی دستاوردی نداشته است، اما اکنون با بمباران زیرساختها توسط دشمن، مردم دیدند که چه پروژههای عظیمی از جمله بلندترین پل منطقه و قطبهای داروسازی و فولاد ساخته شده بود. گویا لازم بود این داراییهای ملی آسیب ببیند تا دروغپردازی رسانههای بیگانه فاش شود. هزینه سنگینی برای روشن شدن حقیقت میدهیم، اما انشاءالله با پیروزی ملت، این بناها را با قدرتی بیشتر دوباره خواهیم ساخت.
