تعریف گسترده طیف اوتیسم؛ چالشی برای تشخیص و درمان
-
مجموعه: اخبار پزشکی
- تاریخ انتشار : سه شنبه, ۰۳ شهریور ۱۴۰۵ ۲۱:۴۳

به گزارش ایرنا، وبگاه سایتِکدِیلی در گزارشی آورده است:
دِیم اوتا فریث (Dame Uta Frith)، یکی از تأثیرگذارترین پژوهشگران در تاریخچه مطالعات اوتیسم، در مقالهای جدید که در نشریه پزشکی روانشناختی/ Psychological Medicine منتشر شده، هشدار داده است که تعریف امروزی از اختلال طیف اوتیسم (ASD) ممکن است آنقدر گسترده شده باشد که سردرگمی ایجاد کند، تفاوتهای مهم را مبهم سازد و گاهی پزشکان را به سمت تشخیص اشتباه هدایت کند.
امروز، اختلال طیف اوتیسم طیف وسیعی از افراد را دربرمیگیرد؛ از کسانی که نیازمند مراقبت مداوم و مادامالعمر هستند تا افرادی که کاملاً مستقل زندگی میکنند، هیچ مشکل زبانی یا یادگیری ندارند و ابتلای آنها به این اختلال در بزرگسالی تشخیص داده میشود.
دیم اوتا پرسش مهمی مطرح میکند: آیا قرار دادن همه این تجربیات زیر یک برچسب، به پزشکان کمک میکند تا نیازهای واقعی هر فرد را درک کنند؟
تعریف اوتیسم چگونه گسترش یافت؟
اوتیسم در آغاز فقط برای کودکان با مشکلات شدید اجتماعی و ارتباطی استفاده میشد؛ اما امروزه، این تشخیص به گروهی بسیار گستردهتر تعلق گرفته است؛ از کودکان با نیازهای بالا تا بزرگسالانی که هیچ مشکل زبانی یا یادگیری ندارند و زندگی مستقلی دارند.
افزایش چشمگیر تشخیصها
آمارها نشان میدهد که تعداد تشخیصهای اوتیسم در بریتانیا از ۴ نفر از هر ۱۰ هزار کودک در دهه ۱۹۶۰ میلادی، به حدود یک نفر از هر ۵۷ کودک رسیده است؛ یعنی افزایشی بیش از ۴۰ برابر داشته است.
دیم اوتا معتقد است که این افزایشِ چشمگیر را نمیتوان فقط به شناخت بهتر و کاهش انگ اجتماعی نسبت داد. بهگفته وی، عواملی مانند تفسیرهای گستردهتر از معیارهای تشخیصی، نقش شبکههای اجتماعی و گرایش فرهنگی به توضیح مشکلات روزمره از طریق برچسبهای پزشکی نیز در این افزایش نقش داشتهاند.
چرا تشخیص دقیق مهم است؟
دیم اوتا هشدار میدهد که تعریف بیشازحد گسترده میتواند به تشخیصهای اشتباه منجر شود؛ بهویژه زمانی که اضطراب، افسردگی، اختلال بیشفعالی و نقص توجه (اِیدیاِچدی) یا مشکلات دیگر توضیح بهتری ارائه میدهند.
وی تأکید میکند: یک تشخیص اشتباه می تواند به درمان نادرست منجر شود یا حتی باعث شود افراد از دریافت حمایت محروم شوند.
تشخیص کودکی و بزرگسالی؛ دو الگوی متفاوت
افرادی که در کودکی مبتلا به اختلال اوتیسم تشخیص داده میشوند، معمولاً از سنین پایین تفاوتهای رشدی چشمگیری نشان میدهند و برخی از آنها با مشکلات زبانی، فکری یا یادگیری دستوپنجه نرم میکنند. در مقابل، افرادی که در بزرگسالی تشخیص داده میشوند، اغلب هوش متوسط یا بالایی دارند و معمولاً پس از تجربه مشکلات اجتماعی، اضطراب، افسردگی یا اختلال بیشفعالی و نقص توجه به دنبال تشخیص میروند.
تحقیقات جدید نشان داده است که افرادی که در کودکی تشخیص اوتیسم دریافت میکنند ممکن است با افرادی که در بزرگسالی مبتلا به این اختلال تشخیص داده میشوند، از نظر ژنتیکی متفاوت باشند؛ این یعنی آنچه امروز طیف اوتیسم نامیده میشود، شاید در واقع ترکیبی از چندین اختلال متفاوت باشد که بهاشتباه زیر یک برچسب جمع شدهاند.
فراتر از یک تشخیص پزشکی
بحث اوتیسم امروز دیگر فقط در مراکز درمانی و تحقیقاتی مطرح نیست؛ این واژه در فیلمها، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شده است.
دیم اوتا معتقد است: اوتیسم از یک اصطلاح پزشکی به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شده است. شبکههای اجتماعی و فیلمها به مردم کمک کردهاند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند، اما در عین حال، تصویری سادهشده و گاهی نادرست از اوتیسم را نیز رواج دادهاند؛ برای مثال، رویکردی که اوتیسم را بهجای یک اختلال، یک تفاوت طبیعی میداند، به کاهش انگ اجتماعی کمک میکند، اما این پرسش را نیز ایجاد میکند که اگر اوتیسم یک اختلال نیست، چرا باید یک تشخیص پزشکی برای آن وجود داشته باشد؟
رویکردی دقیقتر به تشخیص اوتیسم
دیم اوتا پیشنهاد میکند که بهجای تکیه بر یک برچسب کلی، خدمات بر اساس نیازهای فردی ارائه شوند و اوتیسم به زیرگروههای واضحتری تقسیم شود. او در پایان تأکید کرد: اکنون، بازنگری در گستردگی طیف اوتیسم، دیگر نه یک انتخاب که یک ضرورت است. بدون دقت بیشتر، در معرض سوءتفاهم از نیازهای افراد و هدایت نادرست مراقبتها قرار میگیریم.
