خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: مهدی سجادهچی از چهرههای مهم فیلمنامهنویسی در سینما و تلویزیون ایران است؛ نویسندهای که آثاری چون «خاک سرخ»، «روز سوم»، «شهریار» و «سوفی و دیوانه» را در کارنامه دارد.
سالهاست درباره تاریخ معاصر، جنگ و هویت ملی قلم میزند. او به مدت 6 سال یعنی دو دوره ریاست کانون فیلمنامهنویسان سینما را برعهده داشت و در چهلمین جشنواره فجر نیز داور بخش سودای سیمرغ بود.
این گفتوگو، فراتر از مرور چند اثر، به جهان فکری مردی میرود که معتقد است ایران بیش از هر زمان دیگری قربانی «جنگ روایتها»ست.
مشروح گفتوگوی سجادهچی با خبرنگار تسنیم در ادامه آمده است:
جنگ سوم یا «جنگ روایتها»؟
شما از عبارت «جنگ تحمیلی سوم» استفاده میکنید، اما آن را جنگ روایتها میدانید. چرا این تعبیر را به کار میبرید؟
سجادهچی: تصور عمومی این است که جنگ یعنی بمب و موشک. اما امروز جنگ اصلی، جنگ روایتهاست. مردمی که داستان درست به گوششان برسد، تصمیم درست میگیرند؛ مردمی که روایت غلط بخورند، بهراحتی شکست میخورند. ما سالهاست در روایتسازی شکست خوردهایم.
درباره جنگ ایران و عراق، نسل جدید اطلاعات دقیق ندارد؛ حتی اطلاعات کلی هم ندارد. درباره انقلاب هم همین است. تصورشان از انقلاب ایران، تصور فیلمهای خارجی است. این یعنی ما در ساختن «داستان ملی» ناکام بودهایم.
بدترین عملکرد ما، عملکرد فرهنگی است
یعنی ریشه این بحران را در حوزه فرهنگ میدانید؟
سجادهچی: بله. بدترین عملکرد جمهوری اسلامی، عملکرد فرهنگی بوده است. فرهنگ باید مردم را متحد کند؛ باید در آنها حس پیوستگی و آرزوهای مشترک ایجاد کند. اما ما نتوانستیم چنین اتفاقی رقم بزنیم. امروز هزاران خردهفرهنگ بدون ارتباط با هم رشد کردهاند و هیچ روایت مشترکی وجود ندارد که همه بتوانند بر سر آن توافق کنند.
مردم، هنرمندان و لحظههای اتحاد
در بزنگاهها مردم متحد میشوند. چرا این اتحاد پایدار نمیماند؟
سجادهچی: چون روایت پایدار نداریم. در لحظههای بحران مثل جنگ 12روزه ــ مردم یکصدا میشوند. هنرمندان هم هرکدام به فراخور، وارد میدان میشوند.
اما بعد از فروکشکردن بحران، همهچیز به همان نگاههای بدبینانه، به همان حذفکردنها و همان پیشفرضهای غلط برمیگردد.
این تداوم اتحاد، وظیفه مردم نیست؛ وظیفه حاکمیت و دستگاه فرهنگی است.
وقایع بزرگ را یا نمیسازیم یا وقتی میسازیم که دیر شده
شما بارها به تأخیر در ساخت روایتها اعتراض کردهاید. مصداقهای آن چیست؟
سجادهچی: نمونهاش سقوط ایرباس. یکی از مهمترین وقایع اواخر جنگ بود اما یا ساخته نشد یا آنقدر دیر ساخته شد که دیگر امکان روایت دقیق وجود نداشت.
وقتی خیلی دیر سراغ چنین موضوعاتی بروید، نتیجه میشود فیلمی با چند پلان نمادین و انتزاعی.
این یک بحران ساختاری است. چون سازوکار تولید ما بیمار است.
«سینمای بیمار»؛ از پروژهگرفتن تا تولید نادرست
وقتی میگویید سینمای ما بیمار است، دقیقاً منظورتان چیست؟
سجادهچی: در سینمای ما هر اثر مهمی تبدیل میشود به «پروژه». پروژه یعنی پول و روابط و تصمیمگیریهای نادرست. وقتی سیستم تولید بیمار باشد، نتیجه فیلمی است ضعیف؛ نه بهخاطر سوژه، بلکه بهخاطر فرآیند.
فیلمنامهنویسی، کارگردانی، فیلمبرداری، مونتاژ… همهچیز زیر فشار سازوکاری غلط از کیفیت میافتد.
برای همین میگویم اگر 10 سال دیگر هم فیلم بسازیم فرقی ندارد؛ چون مشکل زمان نیست، مشکل سازوکار است.
پروژه «نجات خلبان» و بحران قهرمان
درباره عملیات نجات خلبان، برخی توقع دارند شما یا دیگر فیلمنامهنویسها سریعی وارد کار شوید. چرا شما تردید دارید؟
سجادهچی: یک قصه زمانی قابل ساختن است که قهرمان داشته باشد. در ماجرای نجات خلبان، قهرمان چه کسی است؟ اگر قهرمان آمریکایی باشد، ما فقط یک فیلم پروپاگاندا میسازیم که حتی تلویزیون حاضر نیست آن را پخش کند.
برای اینکه قصهای ملی ساخته شود، باید قهرمان ایرانی داشته باشد و ماجرا را از زاویه خودمان روایت کنیم.
الان اطلاعات نظامی کافی هم نداریم، بنابراین نتیجه فقط یک فیلم سفارشی میشود که ارزش سینمایی ندارد.
در حال نوشتن فیلمنامه روز اول جنگ هستم
پس الان مشغول چه کاری هستید؟
سجادهچی: در حال نوشتن یک فیلمنامه درباره روز اول جنگ تحمیلی هستم.
دو اتفاق در آن روزها تأثیر عاطفی و ذهنی بزرگی بر مردم گذاشت: شهادت رهبر انقلاب و ماجرای میناب؛ این دو اتفاق، مردم را به معنای واقعی مبعوث کرد؛ یعنی احساس کردند باید وارد صحنه شوند.
این فیلمنامه سینمایی است و برای من اهمیت زیادی دارد.
شهادت رهبر انقلاب غافلگیرانه نبود
برداشت شما از شهادت رهبر انقلاب چیست؟
سجادهچی: برخلاف تصور عمومی، ایشان غافلگیر نشدند. 37 سال رهبریشان آمادگی برای شهادت بود. من هیچ شکی ندارم که ایشان میدانستند چنین روزی فرا میرسد. تصور اینکه موشکی ناگهانی خورده و اتفاقی ساده رخ داده باشد، سادهانگارانه است.
این بخش مهمی از قدرت فرهنگی و اعتقادی ایشان بود.
آیا این کار بازگشت شما به سینماست؟
این فیلمنامه جدید، یعنی شما دوباره به سینما برگشتهاید؟
سجادهچی: من همیشه نوشتن را دوست داشتهام. اما شرایط تولید طوری است که کارها میرود دست پروژهگیرها. فعلاً این کار سینمایی است، اما اینکه چقدر سالم ساخته شود، بستگی به شرایط دارد.
سلبریتی؛ موجودی معمولی با شهرت زیاد
نسبت شما با رفتارهای سلبریتیها در بحرانها چیست؟
سجادهچی: سلبریتی موجود عجیبوغریبی نیست. معروف است چون صدای خوب دارد یا ظاهر مناسب یا مهارت در یک حرفه.
اما رسانهها از او چهرهای صاحبنظر میسازند. در حالی که نظر سیاسیاش الزاماً مهم نیست.
نکته اصلی این است که مردم باید حول موضوعات ملی متحد شوند؛ هنرمندان هم بخشی از همین مردماند.
تهدیدم کردند اما دلیل عصبانیتشان را فهمیدم
اشاره کردید که زمانی تحت فشار قرار گرفتید. چرا و چگونه؟
سجادهچی: من اصلاً سلبریتی نیستم. اما یک دوره آن سوی مرزها تهدیدم کردند.
در داخل هم وقتی داور جشنواره فجر شدم، بعضیها بهشدت ناراحت شدند.
فهمیدم مشکلشان چیست و از چه چیز حرص میخورند.
این فشارها برایم درس داشت: وقتی فضا آلوده به نفرت شود، هر اتفاق سادهای تبدیل میشود به موضوع حمله.
سریال امام صادق؛ رؤیایی که ساخته نشد
برسیم به پرسشی مهم. چرا سریال امام صادق، که سالها پیش نام شما هم در آن مطرح شد، هرگز ساخته نشد؟
سجادهچی: این پروژه قرار بود ادامه مسیر سریالهای مذهبی باشد. بعد از امام علی، امام رضا و امام حسن، نوبت به امام صادق میرسید. اما ناگهان پروژهها متوقف شد. گفتند حوزه علمیه معتقد است ضررش بیشتر از نفعش است.
همان زمان پروژههای مذهبی متوقف شد و در عوض، هزینههای عظیمی رفت سمت سریالهای مربوط به بنیاسرائیل. چرا؟
چرا باید فیلمنامه امام صادق را ارزان بنویسیم اما برای موضوعات دیگر هزاران میلیارد خرج میشود؟ وقتی معادله معکوس شد، طبیعی است که من وارد کار نشوم.
70 سال است مردم روایت تخیلی میخوانند
پس دلیل شما برای کنار کشیدن، فقط مسائل مالی نبود؟
سجادهچی: نه، اصل ماجرا روایتسازی است. برای امام صادق، هنوز کاری جدی نشده. متأسفانه کتاب ذبیحالله منصوری با همه اطلاعات غیرواقعی و تخیّلی 70 سال است جذابترین منبع خواندهشده درباره ایشان است.
این یعنی ما هیچ روایت جدی و جذابی تولید نکردهایم.
اگر سریالی خوب ساخته شود، نسل جدید تازه میفهمد امام صادق کیست. اما هنوز چنین کاری انجام نشده.
انتهای پیام/
